ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



هم پيماني انگلیس با امريكا پس از جنگ اول جهانی

هم پيماني انگلیس با امريكا پس از جنگ اول جهانی

قبل از جنگ بین الملل اول ، سیاست خارجی امریکا عمدتا به دو قاره امریکای شمالی و جنوبی محدود می شد . اما پس از جنگ امریکا و اسپانیا و پیروزی امریکا و تسلط بر دریای آنتیل ( کوبا و غیره ) ، توجه این کشور به اقیانوس کبیر جلب شد وپس از تصرف جزایر فیلیپین بر نفوذ آن در این منطقه افزوده شد . امریکا قبل از تصرف جزایر فیلیپین ظاهرا خود را مخالف سیاست های استعماری کشورهای غربی نشان می داد ، اما بعد از تسخیر فیلیپین عملا مقاصد دامنه دار استعماری خود را آشکار ساخت . اما در این صحنه با دو رقیب کارآزموده و زورمند مواجه بود : ژاپن و انگلستان .
امریکا برای مقابله با این دو حریف ، پایگاه دریایی عظیم «پرل هاربر» (1) را در جزیره «اوهایو » - یکی از جزایر هاوایی – احداث کرد و آن را مرکز تجمع نیروی دریایی خود ساخت . به این ترتیب از « پرل هاربر » تا فیلیپین ، کلیه ی راه های دریایی را که به شرق دور منتهی می شد عملا تحت نظارت خود در آورد.
امریکا پس از جنگ از نظر اقتصادی پیشرفت بسیار کرد . ثروت سرشار امریکا که مقارن ورشکستگی کشورهای اروپایی درگیر در جنگ بود ، تعادل سیاست جهانی را بر هم زد و موجب پدید آمدن وضع جدیدی شد . برای نشان دادن پیشرفت اقتصادی امریکا تذکر این نکته لازم است که امریکا در 1914 بیش از دو میلیارد دلار به ممالک خارجی مقروض بود در صورتی که در 1925 کشورهای خارجی بیش از بیست و پنج میلیارد دلار به آن بدهی داشتند . ذخیره ی طلای امریکا در 1914 حدود 1800 میلیون دلار بود که در 1925 به رقم شگفت آور 4500 میلیارد دلار رسید . یعنی معادل نصف کل ذخیره طلایی که عموم ممالک دنیا جمعا دراختیار داشتند .(2)
امریکا پس از جنگ از دولت های خارجی مطالبات هنگفتی داشت . از جمله از انگلستان 5 / 20 میلیارد ، فرانسه 15 میلیارد و ایتالیا 5/8 میلیارد فرانک . بنابراین جنگ اگر برای تمام کشورهای درگیر جنگی زیانبار سرشار از مصیبت و رنج بود برای امریکا سودآور بود .
قدرت اقتصادی و ثروت های عظیمی که از رهگذر جنگ بین الملل اول نصیب امریکا شد موجب تقویت موقعیت سیاسی این کشور گردید . ویلسون در نوزدهم مارس 1920 درگذشت و در انتخاباتی که چند ماه بعد برای انتخاب رئیس جمهور انجام شد « وارن هاردینگ» (3) با شصت درصد مجموع آرا به مقام ریاست جمهوری رسید . رونق اقتصاد امریکا در عصر « هاردینگ » نیز همچنان ادامه یافت و اولین تأثیر شگفت آن درساختن تسلیحات جلوه گر شد . آنچنان که دولت امریکا کمیته ای به نام « کمیته صنایع جنگی» تشکیل داد . تأثیر دیگر شکوفایی اقتصادی امریکا بوجود آمدن کارخانه های تازه، افزایش تعداد کارگران و قدرت یافتن مشکلات کارگری بود .
تعداد سرمایه داران امریکایی هر روز بیشتر می شد و بنابر تحقیقات « ژاک پیرن » در طول سالهای 1917 تا 1920 از 000، 160 نفر به 200،000 نفر رسید . این ترقی و توسعه سریع و فوق العاده ، موجب رونق بازار سفته بازی و انتقال سرمایه به خارج از کشورگردید . ژاک پیرن در این باره می نویسد :
« ولع ثروتمند شدن به اندازه ای شدت گرفت كه در نتیجه حرمت و قیود اخلاقی سست شد زیرا طالبان ثروت به هر وسیله ای برای نیل به هدف خود متشبث می شدند . فساد رواج یافت و افتضاحات مالی مهم به طور فراوان و مکرر اتفاق افتاد . »
یکی دیگر از پدیده های که بعد از جنگ اول جهانی درامریکا شدت بسیار یافت اندیشه های نژاد پرستانه بود که به سرعت در میان بعضی از سفید پوستان گسترش پیدا کرد . مرکز اصلی این اندیشه های سخیف فرقه ای بود به نام « کوکلوس کلان » (4) که اعضای آن از سیاه پوستان بشدت نفرت داشتند و بسیار مایل بودند که سیاه پوستان را عذاب دهند و نابود کنند . این فرقه در 1866 هنگام جنگ داخلی امریکا بوجود آمد اما پس از شکست ایالات جنوبی و لغو بردگی در امریکا همچنان به صورت پنهانی به فعالیت خود ادامه داد پس از جنگ بین الملل اول اعضای این فرقه موقعیت تازه ای یافتند و اعضای بیشتری را جلب کردند . آنان در مراسم عبادی وحشت انگیز خود معمولا سیاه پوستانی را که به اسارت گرفته بودند ، می سوزاندند زیرا سیاه پوستان را انسان واقعی نمی شناختند و حتی شکنجه آنان را موجب ثواب اخروی می دانستند !
اعمال زشت و غیر انسانی اعضای این فرقه آنچنان شدت یافت که در 1923 در ایالات «اوکلاهما » وضع فوق العاده اعلام شد .
وضع مالی سرمایه داران هر روز بهتر می شد ولی کارگران در شرایط بسیار بدی بسر می بردند . در سالهای 1922 تا 1924 امریکا شاهد اعتصاب مکرر کارگران بود که بزرگترین آن در 1922 با شرکت چهارصد هزار کارگر راه آهن برپا شد . این اعتصاب ماهها ادامه داشت تا آنکه به موجب رأی دیوان عالی ، اعتصاب شکسته شد ولي تغییر چندان محسوسی در زندگی کارگران پدید نیامد .
از بحران های بزرگی که در این دوران امریکا با آن مواجه بود افتضاحات مالی بود که نارضایی عمومی را افزایش می داد . یکی از افتضاحات ، اعطای امتیاز نفت « وایو مینگ » به دستیاری وزیر کشور « فال » نسبت به دوست صمیمی او سینگلر بود که با کشف آن «فال» مجبور به استعفا شد و به دنبال آن وزیر دادگستری نیز از کار برکنار گردید . مدتی بعد کشف شد که سرهنگ فرویس دوست صمیمی ریاست جمهوری نیز ذخایر مهمی را با بیست درصد قیمت فروخته است .
در دوم اوت 1923 ، هاردینگ به طور ناگهانی درگذشت و معاونش «کالون کولیج » به ریاست جمهوری رسید .(5)
یکی دیگر از وقایع بعد از جنگ اول جهانی در امریکا مسئله تحریم مشروبات الکلی بود که در آغاز یعنی سال 1864 فقط به یک ایالت محدود می شد ، اما بعد از جنگ کنگره امریکا قانون منع خرید و فروش مشروبات الکلی را در همه ایالات به تصویب رساند ، این قانون تا حدی موجب کاهش بسیاری از جنایات و نابسامانی های ناشی از افراط در صرف مشروبات الکلی شد اما مشکلاتی بر سر اجرای کامل آن وجود داشت . از جمله بسیاری از مردم امریکا ، اگرچه به ضررهای مادی و معنوی آن آگاه بودند اما چون جز پیروان یک فرقه مذهبی پیروان بقیه مذاهب امریکا از نظر دینی ممنوعیتی برای نوشیدن مشروبات الکلی نداشتند ، نمی توانستند این ممنوعیت را تحمل کنند . در نتیجه موجی از قاچاق مشروبات ، جامعه امریکا را فرا گرفت و صدمات بسیارزیادی به اقتصاد امریکا وارد آورد بطوری که چند سال بعد قانون تحریم مشروبات الکلی که قانون « ولستد » نام گرفته بود لغو شد .
استمداد انگلستان از امریکا
انگلستان در میان کشورهای درگیر جنگ بین الملل اول فاتح واقعی بود و در نتیجه در قاره افریقا ، آمال و آرزوهای « سیسل رودس » - پایه گذار استعمار انگلستان از افریقا – به مرحله عمل درآمد . در آسیا قطعاتی از امپراتوری عثمانی مجزا شد و مستقیما تحت نفوذ انگلستان قرار گرفتند . عراق ، اردن و فلسطین تحت قیمومت این کشور استعمارگر درآمدند . راه دیگر نفوذ به هندوستان ، یعنی از کابل و هرات و قندهار و گردنه خیبر در دست انگلیسی ها بود و از طرف مشرق نیز جاده های « آسام » و « بیرمانی » و « ینان » چین زیر سلطه امپراتوری انگلیس رفت و پایگاه مهم سنگاپور و کلیه راههای ارتباطی اقیانوس هند به سوی شرق دور و هنگ کنگ تا دروازه های چین در دست انگلیسی ها قرار گرفت و به عبارت ساده تر دو میلیون کیلومتر مربع از خاک کشورها با 9 میلیون جمعیت به امپراتوری انگلستان اضافه شد . اکنون وسعت امپراتوری انگلستان به سی و سه میلیون کیلومتر مربع می رسید که پانصد میلیون نفر جمعیت داشت و طبعا کوشش اصلی زمامداران انگلیس حفظ و اداره این امپراتوری عظیم بود که مشکلات بسیاری داشت . در این کشورها مردمي زندگی می کردند که از نظر فرهنگ ، سنت و نژاد تفاوت های اساسی با هم داشتند . زمامداران انگلیسی می دانستند که برای تحت نفوذ درآوردن ملت های گوناگون باید فرهنگ آنان را بشناسند و سیاستی خاص اندیشه وفرهنگ سنتی آنان بکار ببرند . آنان گرچه در این سیاست تا حدود زیادی موفق بودند اما از اتحاد و همبستگی مردم سخت می هراسیدند . چراکه بدرستی می دانستند که اگر مردم تحت یک اندیشه ی واحد درآیند به آنان فرصت ماندن و ادامه غارت منابع ملی خود را نمی دهند و به این دلیل سیاست معروف به « تفرقه بینداز و حکومت کن » را در اکثر سرزمینهای مستعمره پیاده کردند ، در نظر سیاستمداران انگلیسی ، پیروزی از اخلاق و معنویت مفهومی نداشت. آنچه مهم بود منافع انگلستان بود و آنان برای رسیدن به این هدف همه ارزشها را زیر پا می گذاشتند . آنان در کشورهای مستعمره ، فرقه های جدید مذهبی بوجود
می آوردند و یا فرقه های تضعیف شده قبلی را به نحوی تقویت می کردند . دولت سعی داشت که رؤسای قبایل افریقایی را تحت نفوذ درآورد و با دادن هدایایی – که اغلب زیور آلاتی بی ارزش بود – به رؤسای قبایل از آنها برای مقاصد استعماری خود سود می بردند . (6)
انگلستان براي آنكه بتواند سلطه اقتصادي و سياسي خود را در سراسر مستملكاتش حفظ كند مي بايستي مانند سابق تسلط بلامعارضي بر عموم راه هاي دريايي و نقاط مهم سوق الجيشي از قبيل سوئز ، عدن ، سنگاپور و غيره داشته باشد . انگلستان بعد از جنگ بين الملل اول در اين زمينه با حريف زورمندي چون امريكا مواجه بود . قبل از 1914 تسلط انگلستان بر درياهاي جهان امري مسلم  بود . در آن زمان قدرت دريايي انگلستان ، از مجموع دو قدرت دريايي امريكا و ژاپن متجاوز بود اما پس از جنگ ، اين تعادل بكلي بر هم خورد . قدرت دريايي امريكا به تنهايي برابر قدرت دريايي انگلستان شد و انگلستان با وجود در دست داشتن نقاط كليدي و مهم دريايي از حراست و نگهداري آن امپراتوري وسيع عاجز بود .
در اقيانوس كبير ، قدرت امريكا و در شرق دور تسلط روز افزون ژاپن ، مايه تهديد بود .گرچه تسلط انگلستان بر اقيانوس هند بلامعارض بود و نيروي دريايي مستقر در استراليا و زلاند جديد هم به قوت خود باقي بود ولي به خوبي معلوم بود كه انگلستان ديگر مانند سابق بر درياها تسلط نداشت . در اين زمان انگلستان قبل از هرچيز به فكر اتحاد با ژاپن افتاد . ژاپن اكنون نيروي مهمي از نظر دريايي شده بود . پس از جنگ انگلستان با ژاپن اتحاد دريايي بين آنها منعقد شد اما در 1922 ژاپن از تجديد اين پيمان خودداري كرد و اين بار انگلستان با حريف زورمند ديگرش ، يعني امريكا متحد شد. امريكا از اين اتحاد راضي بود زيرا قصد داشت كشورهاي ديگر را به زير سلطه خود درآورد .
تشكيل كشورهاي مشترك المنافع !
انگلستان اگرچه فاتح اصلي جنگ بود اما خرج هاي كمر شكن جنگ موجب شده بود كه اين كشور علاوه بر ضعف در سيادت دريايي سلطه ي اقتصادي خود را نيز از دست بدهد بطوري كه براي اولين بار در تاريخ حيات خود مجبور شد از امريكا قرض بگيرد . علاوه بر آن بسياري از كشورهاي مستعمره كه قبلا در مدار اقتصادي لندن قرار گرفته بودند رفته رفته از اين مدار خارج شدند و اكثر مشتريهاي ثابت انگلستان بازار ديگري يافتند ، از اين گذشته در هندوستان و مصر انديشه هاي آزادي خواهي پديه آمده و به سرعت گسترش مي يافت . ايرلند جنوبي صريحا خواستار جدايي از انگلستان شد و از همين رو انگلستان تصميم گرفت كه براي رهايي از اين مشكلات در سازمان سياسي كشورهاي مستعمره تجديد نظر كند . اين تجديد نظر منجر به تشكيل كشورهاي مشترك المنافع « كومنولث » شد .
پی نوشت:
1. Pearl Harbour
2. ژاك پيرن ، جريان هاي بزرگ تاريخ ، ج 1 ، ص 58.
3. Warren Harding
4. Kuklux Klan
5. Coolidge. كوليج جمله معروفي دارد : هر كس كه يك كارخانه مي سازد در واقع يك معبد مي سازد و هر كس كه در آنجا ( كارخانه ) كار مي كند در حقيقت عبادت مي كند .
6. استعمار انگلستان اين سياست را با توجه به فرهنگ ها و سنت هاي كشورها بكار مي برد . در قرن نوزدهم سياست انگلستان در ايران قبل از هرچيز شناختن افراد بي شخصيت ، سفله و متملق بود .وزير مختار انگليس پس از شناخت افرادي كه براي رسيدن به مقام به هرپستي و خيانتي تن در مي دادند ، با نفوذي كه در دربار داشت آنها را به مقامات عالي مي رساند و سرنوشت كشور را به دست آنان مي سپرد . با انتخات چنين سياستي بود كه استعمار انگلستان نتوانست حكومت مرد وطن خواهي چون اميركبير را تحمل كند . استعمار انگليس با دسيسه هاي گوناگون اميركبير را بر كنار ساخت و به جاي آن مرد سفله اي چون ميرزا آقا خان نوري را بر سر كار آورد . مراجعه كنيد به كتاب داستانهايي از زندگي اميركبير ، و نيز داستانهايي از عصر ناصرالدين شاه تأليف نگارنده ، انتشارات قلم .