ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انگليس و بلوچستان

انگليس و بلوچستان

در سال 1662 م، دولت پرتقال بمبئي را به چارلز دوم پادشاه انگليس بخشيد و او نيز بمبئی را به کمپاني هند شرقي منتقل کرد، گسترش اين کمپانی تسلط انگليس در هندوستان را سبب شد. با ظهور ناپلئون در فرانسه تمام معادلات قدرت و سياست جهاني به هم خورد. ناپلئون به دنبال فتح هندوستان بود که شاهرگ حياتي انگليس به شمار مي‌رفت. انگلستان فرمانرواي درياها بود و ناپلئون راهي جز حمله از طريق خشکي به هند نداشت و اين راه به ناچار از ايران مي­گذشت. از طرف ديگر روسيه نيز تحمل برتري رقيب ديرينه خود يعني انگلستان را نداشت و به دنبال فتح نواحي شرقي ايران بود. انگليس نيز به دنبال تسلط بر نواحي شرقي ايران و افغانستان بود تا بتواند نيروهاي خودي را در آنجا مستقر سازد و در مقابل حملات فرانسه و روسيه بايستد. انگليسيها براي سدکردن هجوم فرانسه و روسيه به هندوستان، به افغانستان لشکرکشي کردند و نفوذ خود را از طريق دو دستگي و ايجاد تفرقه بين بلوچها گسترش دادند. در سال 1859 م، انگليس براي برقرار کردن رابطه مخابراتي مستقيم هند و اروپا يک رشته سيم بين اسکندريه و خليج فارس دايرکرد. در سال 1278 ﻫ..ق دولت انگليس، گلداسميت را به منظور انجام تحقيقاتي در زمينه چگونگي امتداد اين خط تلگراف در طول صحراي مکران مأمورکرد. در سال1247ﻫ..ش انگليس قصد تصرف بلوچستان را داشت که ناصرالدين شاه با آنان کنار آمد و قرارشد مرزهاي بين ايران و هند مشخص گردد. مقاومت بلوچها، افسران انگليسي را به اين نتيجه رساند که تنها از طريق کنار آمدن با سران طوايف بلوچ مي­توانند بر حاکميت خويش در بلوچستان تداوم بخشند. به همين دليل عمده سران و خانهاي بلوچ را با دادن اسلحه و مختصري مقرري فريب دادند و به بهانه عبور خط تلگراف در هر محل تلگرافخانه­اي بر پا کردند و پرچم انگليس را بر فراز آن برافراشتند. بدين سان انگليسها در سراسر بلوچستان نفوذ کردند. انگليسيها با اين دسيسه‌هاي استعمارگرانه و بي قيديهاي حاکم وقت بود که به سال1287 ﻫ..ق نيمي از بلوچستان ايران را جدا و به خاک پاکستان فعلي ضميمه کردند.