ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



زورگویی استعمار و سستی حاکمان قاجاری

در برخی منابع تاریخی جمله ای معروف از زبان میرزا آقاخان نوری، صدر اعظم ناصر الدین شاه نقل شده که گفته بود "هرات از دست رفت خدا را شکر صدارت ما باقی است. " این جمله مزاح گونه یاد آور واقعیتی تلخ در تاریخ معاصر ایران است. واقعیتی که طی آن بخش اعظمی از خاک کشور با زورگویی استعمار و بی تدبیری و سستی عناصر حاکم از بدنه ایران جدا شد. سرزمین جدا شده از ایران هرات و به یک معنی افغانستان بود. در این مقال رویدادهایی که منجر به جدایی هرات از ایران شد به اختصار بیان خواهد شد.
قبل از پرداختن به رویدادهای منجر به جدایی هرات از ایران ضروری است اشاره شود این سرزمین از زمان ساسانیان تا دوره قاجار علی رغم برخی خودسری‌های حکام محلی در پاره ای اوقات همواره جزئی جدایی ناپذیر از سرزمین اصلی ایران بوده است. در دوران ساسانیان در این شهر پادگانی مستحکم برای جلوگیری از حمله اقوام شرقی بنا شده بود و در زمان حکومت صفویه شهر هرات محل سکونت ولیعهد و به عبارت بهتر پایتخت دوم ایران بود. پس از کشته شدن نادرشاه یکی از سرداران وی به نام احمدخان ابدالی به این شهر رفت و دولتی تشکیل داد اما او و احفادش همواره خود را وابسته به دولت مرکزی ایران می دانستند. ‏
اما آغاز ماجرای هرات به دوران قاجار و به طور مشخص زمان سلطنت فتحعلی شاه باز می گردد. در اواخر سلطنت فتحعلی شاه، کامران میرزا، حاکم هرات، سرکشی کرد. متعاقب سرکشی کامران میرزا، عباس میرزا، ولیعهد و فرمانده قشون ایران، به هرات لشکر کشید و وی را مجبور به اطاعت نمود. در هنگام بیماری عباس میرزا طغیان کامران میرزا تکرار شد. این بار محمد میرزا، پسر عباس میرزا مامور سرکوب شد. در گیر و دار سرکوب شورش کامران میرزا ولیعهد (عباس میرزا) در گذشت و محمد میرزا که به تهران احضار شده بود با عجله قراردادی با حاکم هرات منعقد و وی را به پرداخت خراج سالیانه موظف و راهی تهران شد.
پس از مرگ فتحعلی شاه و زمان پادشاهی محمد شاه، کامران میرزا عهد خویش با محمد میرزا (که اکنون بر تخت سلطنت تکیه زده بود) را شکست و برای سومین بار علم طغیان بر افراشت. محمد شاه در 19 ربیع الثانی 1253 هـ. ق عازم هرات شد و این شهر را به محاصره در آورد. محاصره هرات ده ماه به طول انجامید. در ماه های آخر محاصره نشانه های از تسلیم حاکم هرات بروز کرد. اما عناصر انگلیسی که هم در اردوی شاه در بیرون شهر حضور داشته و مراقب اوضاع بودند و هم در داخل شهر به آماده سازی و تجهیز نیروهای کامران میرزا اشتغال داشتند مانع شدند. توضیح اینکه مستر مگنیل انگلیسی که در اردوی ایران حضور داشت به بهانه میانجیگری وارد شهر شد و صورت معاهده ای را با حاکم هرات تنظیم نمود که جز معاهده تسلیم هرات به هر معاهده دیگری شباهت داشت. معاهده تنظیمی از سوی مگنیل برای امضای شاه ایران به اردوی نظامی محمد شاه فرستاده شد. شاه که به قصد تسلیم کامران میرزا به هرات لشکر کشیده و ماه ها این شهر را محاصره کرده بود از پذیرش آن خودداری کرد. ‏
در گیر و دار محاصره هرات، یک کارمند ایرانی سفارت انگلیس به نام محمد علی بیگ از سوی دولت ایران دستگیر شد که حامل دستور العمل سری سفارت برای حاکم هرات بود. این اقدام دولت ایران موجب رنجش انگلیسی ها شد و روابط ایران و انگلیس تیره گردید. در پی این واقعه، دولت انگلستان با تعیین اولتیماتومی از ایران خواست: "1. دولت ایران قرارداد عادلانه ای با حاکم هرات منعقد و در امور داخلی آن دخالت ننماید. 2. قراردادی تجاری با انگلستان منعقد و متعهد شود مثل سایر دول کامله الوداد رفتار نماید. 3. کسانی که مامور سفارت انگلستان را دستگیر کرده اند، مجازات شوند. 4. در آینده مستخدمین ایرانی سفارت بدون اطلاع سفیر انگلستان جلب نشوند. "‏
اولتیماتوم انگلستان از سوی دولت ایران رد شد و به دنبال آن مستر مگنیل اردوی نظامی ایران را ترک و از دولت متبوع خویش خواست برای رفع محاصره از هرات اقدامات لازم را انجام دهد. دولت انگلستان که هرات را کلید فتح هندوستان می‌دانست اره کار را در دخالت نظامی دید. از همین روی عده‌ای نیرو های نظامی خود را از هند به سوی خلیج فارس گسیل داشت. نیروهای اعزامی انگلستان بزودی جزیره خارک را اشغال نمودند و دولت ایران را تهدید کردند که باید از محاصره هرات دست بردارد. محمد شاه قاجار از اشغال خارک و تهدید انگلیسی‌‌ها هراسان شد و تمام شروط آنها را تخلیه خارک پذیرفت. بنابراین نیروهای ایرانی محاصره هرات را متوقف و به سوی مرزهای ایران بازگشتند. به دنبال بازگشت نیروهای ایرانی از هرات معاهده ای بین ایران و انگلستان منعقد شد که موقتا مسئله هرات را مسکوت گذارد. ‏
بنابراین مسئله هرات هم نان حل نشده باقی ماند تا اینکه در سال 1856 م مجددا موجب برخورد نظامی ایران و انگلستان و به عبارت بهتر مداخله نظامی انگلستان در امور ایران شد. که در ادامه به تشریح آن پرداخته خواهد شد.
در شوال 1264 هـ. ق، محمد شاه پس از هارده سال پادشاهی درگذشت و ناصرالدین میرزا جای او را گرفت. در نین اوضاعی دوست محمد خان حاکم کابل به تحریک انگلیسی ها عازم فتح هرات شد. حاکم هرات از حسام السلطنه والی خراسان مدد خواست. حسام السلطنه در راس قشونی عازم هرات شد و علی رغم خیانت حاکم هرات و نیز با نادیده گرفتن تهدید های انگلیسی ها هرات را فتح و خطبه‌ای به نام پادشاه ایران خواند.
دولت ایران نیز برای اینکه اقدامات قانونی خود را مبنی بر الحاق مجدد هرات به سرزمین اصلی ایران به اطلاع دول دنیا برساند، در هفتم فوریه 1856 نمایندگان سیاسی اروپا در تهران را در جریان اقدامات انجام شده قرار داد و از آن جمله توضیح داد که آرامش نواحی خراسان و سیستان و بلو ستان و کرمان در گرو ابطال نقشه‌های تجاوزکارانه دوست محمد خان است. ‏
انگلستان با مشاهده اوضاع هرات و اقدامات ایران بار دیگر اقدام به مداخله نمود و با اعلام اولتیماتومی از ایران خواست ".. . ایران هرات را اگر هنوز تصرف نکرده، از این عمل خودداری کند و در صورت تصرف، بدون قید و شرط شهر را تخلیه کرده و نیرو های خود را از هرات خالی کند. "
طبیعی بود که این اولتیماتوم انگلستان از سوی مقامات ایرانی نادیده گرفته شود و نین نیز شد. هر ند دولت ایران پاسخ روشنی به اولتیماتوم انگلیسی‌ها نداد. متعاقب این رخداد ها مستر جونز نماینده سیاسی انگلیس در بوشهر قطع رابطه دو کشور را به میرزا علی خان دریا بیگی، حاکم بوشهر اعلام نمود و از ایران خارج شد. به دنبال خروج سفیر انگلستان از ایران جنگ رسمی بین دو کشور آغاز شد. ‏
انگلیسی ها در اقدامی شبیه آن ه قبلا انجام داده بودند و در سطور پیشین به آن اشاره شد نیروهایی را از هند به سمت خلیج فارس گسیل داشتند و بزودی خارک را به تصرف خود در آوردند. اما این بار نیرو های انگلیسی به تصرف خارک بسنده نکرده و آهنگ بوشهر نمودند. در راه بوشهر در منطقه‌ای به نام قلعه بهمنی نبرد سختی بین نیروهای مردمی تنگستان و نظامیان انگلیسی در گرفت که علی رغم رشادت های تنگستانی ها ساز و برگ برتر انگلیسی ها جنگ را به نفع آنان خاتمه داد. پس از نبرد قلعه بهمنی نیروهای انگلیسی بدون اینکه مزاحمتی از سوی نیروهای ایرانی مستقر در نزدیکی آن منطقه متوجه آنها باشد راه خود را به سمت بوشهر ادامه دادند و در تاریخ 10 دسامبر 1856 بعد از یک آتشبازی کوتاه بوشهر به اشغال نیروهای انگلیسی درآمد. ‏
گفتنی است قبل از حمله رسمی انگلیسی ها به ایران فرخ خان امین الدوله برای حل مسئله از طریق سیاسی در استانبول با سفیر انگلستان در عثمانی مذاکراتی را انجام داده بود اما عدم پذیرش یکی از شرایط انگلستان مبنی بر عزل صدر اعظم مذاکرات را به بن بست کشانده بود.
به هر تقدیر انگلیسی ها پس از اعزام نیروهای بیشتر و تقویت مواضع و در حالی که نیروهای قابل توجهی از سوی دولت ایران به منطقه اعزام شده و در آن منطقه حضور داشتند اما اقدامی علیه انگلیسی ها انجام نمی دادند عازم فتح خرمشهر شدند. انگلیسی ها باز هم بدون مزاحمت جدی نیروهای دولتی ایران تجهیزات و نیروهای خود را در کنار خرمشهر مستقر ساختند و پس از شکستن مقاومت سه ساعته نیروهای ایرانی خرمشهر را نیز به تصرف خود در آوردند.
جالب توجه اینکه پس از اشغال خرمشهر از سوی انگلیسی ها عده ای معدود (حدود سیصد نفر) انگلیسی که برای انجام عملیات شناسایی به سمت اهواز گسیل شده بودند در اثر تغافل نیروهای ایرانی موفق به اشغال بخش هایی از اهواز نیز شدند. ‏
دریافت خبر پیشروی انگلیسی ها دربار ایران را مجبور ساخت تا به فرخ خان پیغام دهد به هر طریق ممکن با انگلیسی ها وارد مذاکره شده و هر نوع امتیازی ـ به جز عزل صدر اعظم ـ را اعطا نماید تا نیروهای انگلیسی از ایران خارج شوند.
در این میان پیام ها و درخواست های مکرر حسام السلطنه که از شورش هندی ها علیه انگلیسی ها و لزوم حرکت نیروهای ایرانی مستقر در هرات برای تحت فشار قرار دادن انگلیسی ها از سوی دربار ایران جدی انگاشته نشد و نهایتا مذاکرات فرخ خان و متعاقب آن انعقاد پیمان پاریس بین انگلستان و ایران هرات و در واقع افغانستان را برای همیشه از ایران جدا ساخت.