ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



تفرشی: سند گفت‌و‌گوی عسگراولادی و دیپلمات انگلیسی هیچ چیز غیرعادی ندارد


تفرشی: سند گفت‌و‌گوی عسگراولادی و دیپلمات انگلیسی هیچ چیز غیرعادی ندارد

فتاح غلامی: هر چه به انتخابات نزدیک می‌شویم، ماشین تخریب بیشتر و بیشتر گرم می‌شود و این بار، قرعه به نام اسد الله عسگراولادی خورده تا رسانه دولت، او را به داشتن سر و سرّ انگلیس متهم کند!
 
سایت شبکه ایران چند روز قبل مدعی شد که اسدالله عسگراولادی حدود ۱۸ ماه پس از ثبت شرکت HASSAS در لندن، در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۱ مهمان «ایان مکردی» دبیر اول اقتصادی سفارت انگلیس در تهران بوده است و با او مذاکراتی داشته که «اقتصادی» نبوده است. «ایران» در ادامه به محتوی این مذاکرات اشاره کرده و مدعی شده است: برخلاف آنچه تصور می‌شود مذاکرات انجام شده به هیچ عنوان اقتصادی نیست و این دو به بررسی مسائل «سیاسی- امنیتی» ایران می‌پردازند و در حین همین مذاکرات، اسدالله عسگراولادی اطلاعات دست اولی از تحولات سیاسی داخل ایران را در اختیار دیپلمات کارکشته انگلیسی می‌گذارد.
 
ظاهرا سند ادعایی برای اولین بار توسط دکتر مجید تفرشی محقق و سند پژوه مقیم انگلیس در روزنامه شرق و وبلاگ او و متعاقب آن در سایت تاریخ ایرانی منتشر شده است. اکنون سند مورد نظر و ترجمه کامل آن به همراه ارائه بیوگرافی ایان فوربس مکردی توسط دکتر تفرشی در اختیار عصر ایران قرار گرفته است. برای اطلاع هر چه بیشتر از جزییات این سند با دکتر تفرشی گفتگو کردیم و نظرات او را جویا شدیم.
 
آقای دکتر تفرشی، با توجه به انتشار سند دیدار آقای عسگراولادی با دبیر اول اقتصادی سفارت انگلیس شما به عنوان کسی که سال‌ها در آرشیو ملی بریتانیا به تحقیق و پژوهش پرداختید در مورد این نظرتان را بفرمایید.
 
اولین نکته‌ای که باید متذکر شوم این است که من هیچ وابستگی شخصی و حزبی با آقای عسگراولادی و جناح سیاسی ایشان ندارم اما در شرایطی که باید با اسناد تاریخی به صورت حرفه‌ای برخورد کرد استفاده ابزاری از این مدارک را برای آبروبری و آبروخری افراد یا جریان‌های سیاسی بسیار خطرناک و مضر می‌دانم. البته شیوه‌ای که توسط رسانه‌ها وابسته به دولت برای ملکوک کردن رقبای سیاسی در پیش گرفته شده سال‌های قبل روش مرسوم کسانی بوده که اکنون خود قربانی این شیوه شده‌اند.
 
 
ظاهرا برای اولین بار این سند را شما منتشر کردید.
 
بله این سند برای اولین و آخرین بار یک سال قبل در جریان بررسی اسناد و مدارک تازه آزاد شده آرشیو ملی بریتانیا تا سال ۱۹۸۱ توسط من مورد شناسایی و بررسی قرار گرفته و نتیجه این تحقیقات و خلاصه‌ای از محتوای این سند هم در‌‌ همان زمان، بعد از انتشار به صورت یک ویژه نامه اختصاصی در روزنامه شرق در وبلاگم بازنشر داده شده است.
 
آقای عبدالرضا داوری وقتی از یافتن اسناد و مدارکی دال بر ارتباط اقتصادی حزب موتلفه و انگلیس سخن می‌گفتند برای اثبات این مدعا، به سند مندرج در وبلاگ من اشاره کردند که در جریان اخیر تشدید جنگ تبلیغاتی رسانه‌ای میان رسانه‌های حامی دولت و موتلفه، منبع اصلی انتشار خلاصه سند نیز آگاهانه به فراموشی سپرده شد. در حالی که مدعیان این ماجرا در رسانه‌های حامی دولت، اصل سند را ندیده‌اند، از محتوای آن مطلقا اطلاع دقیقی ندارند. این افراد متاسفانه دارای اخلاق و انصاف رسانه‌ای نیستند و حاصل زحمت و پژوهش دیگران را بدون ذکر ماخذ وارونه جلوه و به نام کشفیات و فتوحات خود به خورد مردم داده و از آن استفاده ابزاری و تبلیغاتی می‌کنند. البته در ایران این رسم وجود دارد که برخی افراد یا موسسات براساس اسنادی که منحصرا در اختیار آن‌ها است و از دسترس دیگران خارج است مطلب می‌نویسند و افشاگری می‌کنند، ولی این مورد که با سوءاستفاده از سند ندیده و نداشته پرونده‌سازی کنند موردی جدید و نوبر است.
 
 
آیا گفت‌وگوی میان اعضای سفارتخانه‌های خارجی با چهره‌های اقتصادی یک کشور در چنین سطحی امری طبیعی و عادی است؟
 
اصولا وابستگان اقتصادی، سیاسی، نظامی و مطبوعاتی سفارتخانه‌های خارجی در کشوری موظفند که در حیطه حوزه‌های تخصصی خودشان، با مجموعه‌های مرتبط در کشوری که بسر می‌برند ارتباط داشته باشند. این روابط هم عادی و کاری است و از جمله وظایف کارمندان سفارت ما در سایر کشور‌ها هم بشمار می‌رود و اگر کوتاهی در این زمینه صورت گیرد باید با مقصر برخورد کرد. ملاقات آقای عسگراولادی با آقای مکردی دبیر اول اقتصادی دفتر حفاظت منافع سفارت انگلیس در ایران هم در شرایط کاملا معمولی، آشکار و رسمی صورت گرفته است. این ملاقات در حالی صورت گرفت که آقای عسگراولادی به عنوان معاون اتاق بازرگانی در زمانی که برادرش حبیب الله عسگراولادی وزیر بازرگانی بود با وابسته اقتصادی یک سفارتخانه خارجی دیدار کرد و گفت‌‌وگوی صورت گرفته در این دیدار هم حتما با اطلاع و صلاحدید مقامات ایرانی بوده است.
 
 
طرفین در مورد چه موضوعاتی به بحث و تبادل نظر پرداختند؟ آیا صرف‌نظر از گفت‌وگو در مورد روابط تجاری درباره مسایل سیاسی هم مباحثی مطرح شد؟
 
بله. علاوه بر مباحث بازرگانی و اقتصادی، آقایان عسگراولادی و مکردی گفت‌وگویی درباره وضع سیاسی ایران و مناسبات دوجانبه داشته‌اند، ولی هیچ موضوع حساس امنیتی و مخفی یا طبقه‌بندی شده از نظر حفاظتی نیز در آن نبوده است. مثلا آقای عسگراولادی توضیح می‌دهد انتخاب یک روحانی به عنوان رییس‌جمهوری با قانون اساسی منافاتی ندارد. از دیگر موضوعاتی که توسط طرف ایرانی مطرح می‌شود این است که میانه‌رو‌ها قصد دارند تا در امور حساس سیاسی و اقتصادی به جناح دیگر مشورت دهند. از دیگر نکات عنوان شده در این دیدار ارائه سه راهکار برای حکومت ایران شامل برخورد با اعضای سازمان مجاهدین خلق و حذف چپ‌گراها و وابستگان به حزب توده از ادارات دولتی و اندیشیدن درباره پایان جنگ از سوی آقای عسگراولادی است. بطور مشخص راهکار اولی و دومی که جزو سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی بوده و هست. در مورد راهکار سوم هم آقای عسگراولادی معتقد بود که بهتر است برای جلوگیری از دخالت شوروی و توقف خسارت‌های فزاینده، جنگ هر چه زود‌تر پایان یابد. تنها نکته اعتراضی که توسط آقای عسگراولادی بیان شد انتقاد از سفر آقای هاشمی رفسنجانی به کره شمالی بود که به گفته وی این ناشی از دخالت و تلاش جاسوسی کره جنوبی در ایران به دستور آمریکا بوده است.
 
موضوع دیگری که طرف ایرانی این دیدار مطرح می‌کند در مورد بهبود روابط ایران و بریتانیا در سایه کشمکش سیاسی میان کشورمان و آمریکا بود که مکردی عنوان می‌کند که بریتانیا و اروپا در عرصه سیاسی خارجی مستقل از آمریکا عمل می‌کند. این در واقع تایید سیاست همیشگی ایران تا قبل از دولت‌های نهم و دهم در استفاده به جا از اختلاف نظرات اروپا و آمریکا در جهت منافع ملی ایران بود که البته سیاست خارجی ایران در هفت سال اخیر موجب همگرایی و اتحاد اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران شده است.
 
 
آیا دیدارهایی از این دست توسط مقامات یک سفارتخانه خارجی با برخی از کارکنان بدنه حاکمیت یا چهره‌های سیاسی و اقتصادی خارج از دولت صرفا برای بهبود روابط میان دو کشور صورت می‌گیرد یا اهداف دیگری هم دارد؟
 
من منکر تلاش دولت‌های خارجی به دستیابی به برخی اخبار داخلی و محرمانه نیستم. همه کشورهای خارجی در ایران دنبال چنین مواردی هستند و ایران نیز در دیگر کشور‌ها چنین می‌کند. البته بسیاری از مقامات دیپلماتیک کشورهای مختلف، در پوشش فعالیت علنی خود کار اطلاعاتی و امنیتی می‌کنند و حتی درباره خود آقای مکردی نیز سال‌ها بعد گزارش‌های تایید نشده‌ای منتشر شد که او ارتباطات امنیتی داشته است. ولی این ارتباط ظاهرا بعد از پایان ماموریت او در ایران بوده و در سال ۱۹۸۱ نه آقای عسگراولادی و دیگر مقامات ایرانی و نه حتی همکاران بریتانیایی آقای مکردی مطلقا از این موضوع مورد ادعا، البته به فرض صحت، خبر نداشته‌اند.
 
البته باید این نکته را هم بیفزایم که مطابق با تعدادی از اسناد، بریتانیا همواره و به خصوص در سال‌های ۶۰ و ۶۱ تلاش داشت تا از طریق تعداد مشخصی از اعضای ارشد وزارت نفت و بانک مرکزی ایران از برخی اطلاعات محرمانه درباره سیاست‌های نفتی و درآمدهای ایران اطلاع حاصل کند. همچنین سفارت بریتانیا با واسطه از طریق یکی از پزشکان ایرانی معالج امام در جریان جزییات وضعیت جسمانی رهبر انقلاب قرار گرفته بود. اما واقعیت قضیه برابر با متن سند مورد نظر درباره آقای اسدالله عسگراولادی، این است که این دیدار کاملا در فضای علنی، طبیعی و عادی صورت گرفته و طی آن هیچ کدام از اسرار مملکتی هم افشا نشده است.
 
 
ایان فوربس مکردی (Ian Forbes McCredie) کیست؟
 
ایان مکردی متولد سال ۱۹۴۸ و اکنون تقریبا ۶۵ ساله است. او فرزند جان هنری مکردی است. مکردی دو فرزند پسر و دختر از کا‌ترین لوسی فرانک همسر سابق خود دارد که در سال ۱۹۹۷ از هم جدا شدند.
 
مکردی در دوران خدمتش در وزارت خارجه بریتانیا (از ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۴)، ماموریت‌های خارجی زیر را داشته است: از ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹ لوساکا، از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳ تهران، ۱۹۸۶ کپنهاگ و ۱۹۹۲ نیویورک.
 
او پس از بازنشستگی در سال ۲۰۰۴ از سوی دربار بریتانیا به لقب شوالیه و عنوان سر دست یافت. مکردی تا یک سال قبل (دسامبر ۲۰۱۲) معاون مدیرعامل و رییس امنیت بین‌المللی شرکت نفتی رویال داچ شل بوده است.
او اکنون همچنان به امور بازرگانی و مشاوره اقتصادی به عنوان مدیر عامل در شرکت خود «گروه تحقیقاتی فوربس»، مشغول به کار است.
 
مکردی علاوه بر انگلیسی به زبان‌های دانمارکی، فارسی، فرانسوی و هلندی نیز احاطه دارد.
 
 
سندی که شبکه ایران بدان استناد کرده است
(تصویر سند و ترجمه آن را دکتر مجید تفرشی در اختیار عصر ایران قرار داده است)
 
 
 
ترجمه کامل متن سند
 
محرمانه
دریافت و ثبت شماره ۳۵، ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۱ [۶ مهر ۱۳۶۰]
اتاق بازرگانی ایران (آی. سی. سی)
 
۱. من در ۱۵ سپتامبر [۲۴ شهریور] گفتگوی جالبی با آقای [اسدالله] عسگراولادی معاون مدیر اتاق بازرگانی که برادرش وزیر بازرگانی و نامزد سابق ریاست جمهوری است داشتم. پس از آنکه ما کارمان- درباره سفر رود و مارتین- [مسئولان هیات اعزامی بازرگانی بریتانیا به ایران] را تمام کردیم، آقای عسگراولادی مشتاق بود تا درباره امور سیاسی صحبت کند و چند نکته جالب گفت.
 
او گفت که حجت‌الاسلام خامنه‌ای قطعا رییس‌جمهور بعدی خواهد بود و او [عسگراولادی] انتظار دارد که مانند گذشته، همه نامزدهای دیگر، در آخرین دقیقه انصراف دهند. چیزی در قانون اساسی وجود ندارد که مانع رسیدن یک روحانی به سمت ریاست جمهوری بشود، ولی او با شگفتی اعلام کرد که روحانیان به زودی هر دو سمت ریاست جمهوری و نخست‌وزیری را اشغال خواهند کرد.
 
او گفت که در حکومت دو جناح وجود دارد: روحانیان بنیادگرا و میانه‌روترهای غیرروحانی- بی‌تردید در این قسمت او مشخصا برادرش را در نظر دارد. آنان [غیرروحانیان میانه‌رو] سعی می‌کنند تا روحانیان را در امور حساس اقتصادی و سیاسی هدایت کنند، ولی همواره در این راه موفق نیستند. عسگراولادی برای مثال به وجود ناخوشنودی درباره سفر حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی به کره شمالی اشاره کرد. او افزود، روابط نزدیکتر با کره شمالی نتیجه دخالت و تلاش جاسوسی کره جنوبی به دستور اکید آمریکا بود.
 
۲. عسگراولادی گفت که دولت جدید سه اولویت خواهد داشت:
الف- پایان دادن به جنگ، و او امکان مصالحه براساس مذاکره را منتفی ندانست. او به طور تاکتیکی اعتراف کرد که در جنگ نمی‌توان پیروز شد و گفت که هزینه جنگ در حال سنگین‌ شدن است. علاوه بر آن، [جنگ] موجب ضعف ایران و گشودن باب دخالت اتحاد جماهیر شوروی خواهد شد.
 
ب- سرکوب سازمان مجاهدین خلق (ام. کی. او). عسگراولادی مدعی شد که حکومت موفقیت‌هایی در جمع و جور کردن اعضای مجاهدین خلق به دست آورده و سلسله فرماندهی آنان را در هم شکسته است. با این همه حکومت هنوز عمیقا نگران نفوذی‌های مجاهدین خلق است و تصفیه شدید در پیش خواهد بود. او گفت که مجاهدین خلق بختی ندارد و هیچ کسی آنان را به عنوان بدیل حکومت در نظر نمی‌گیرد و آن‌ها حتی جایی در هیچ دولت تشکیل شده در تبعید نیز نخواهند داشت.
 
ج- تصفیه چپ‌گرایان از ادارات دولتی. او گفت که حکومت در حال دریافتن این موضوع است که نگرانی اصلی آنان اتحاد جماهیر شوروی و اشتغال چپ‌گرایان و اعضای حزب توده است که هم موجب خطر و هم تضعیف امنیت است. او گفت که کمونیسم جایی در ایران ندارد و حکومت باید مطمئن شود که در آینده نفوذ چپ‌گرایان کاهش نزول خواهد کرد.
 
۳. از عسگراولادی درباره پیشنهاداتش برای بهبود روابط [ایران] با بریتانیا سؤال شد. او متوجه بود که امید کمی برای بهبود روابط با آمریکا وجود دارد. ولی من [مکردی] توضیح دادم که اروپاییان کاملا قادر به تصمیم‌گیری مستقل سیاست‌های خود درباره ایران هستند. من گفتم که بازگشایی سفارت [بریتانیا]، نشانگر اظهار آشکار خواست بریتانیا در به رسمیت شناختن استقلال و ثبات ایران خواهد بود. این مساله اعلام عمومی به رسمیت شناختن حکومت [ایران] توسط ما است و فراهم آوردن تماس‌ها در ابعاد مختلف کاری به رفع موانع تعلیق [مناسبات] و پررنگ کردن روابط کمک خواهد کرد. تجارت در هر دو مسیر بهتر خواهد شد و بهبود درک بیشتر به دنبال آن خواهد آمد.
 
با این حال من گفتم که تداوم زندان اندرو پایک [بازرگان بریتانیایی متهم به جاسوسی در ایران] مانع عمده‌ای در متقاعد ساختن دولت علیاحضرت ملکه بر این است که ایران صادقانه خواهان بهبود روابط است. دستگیری او [پایک] دلیل اصلی نیست، بلکه مساله عدم تفهیم اتهام و ارجاع او به دادگاه و مخالفت با ملاقات او با اعضای خانواده و مقامات کنسولگری است. عسگراولادی گفت که این موضوع را به «مقامات مربوطه» منتقل خواهد کرد. –لابد منظورش برادرش و همکاران او بود- و منتظر یک جواب در اوایل هفته آینده خواهد بود. او از من پرسید که آیا رسمی یا «غیررسمی» صحبت می‌کنم و من پاسخ دادم که او می‌تواند پیشنهاد ما برای گشودن سفارت را سیاست رسمی بداند.
 
۴. عسگراولادی به خوبی مطلع و دارای ارتباطات زیاد است. دیدگاه او درباره خطر شوروی، به عنوان بزرگترین صادر کننده خشکبار ایران که در صورت غلبه کمونیسم چیز زیادی برای از دست دادن دارد، را باید کاملا جدی گرفت. اگر چیزی که او می‌گوید دقیق باشد، این نشانه بیشتری از قصد دولت، تحت نفوذ ضد شوروی، برای انحلال [حزب] توده است. علاوه بر آن، پرس‌وجو درباره بهبود روابط با بریتانیا، نشانه خوشایندی مبنی بر آن است که دست‌کم جناح میانه‌رو در حکومت، به نیاز به داشتن چند دوست در غرب پی برده‌اند.
 
[امضا]
ا. اف. مکردی (I. F. McCredie)
۱۶ سپتامبر ۱۹۸۱ [۲۵ شهریور ۱۳۶۰]