ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



نقش دولت انگلیس در تخریب بوشهر و دشتستان

نقش دولت انگلیس در تخریب بوشهر و دشتستان

استان امروز بوشهر تا پنجاه سال پیش جزیی از استان فارس بزرگ بود و در دوران های مختلف تاریخ ایران به عنوان دروازه ورود و خروجی ایران به شمار می رفت و در دل خود شهرهای بسیاری از سلسله های ایلامی، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و در دوران بعد از اسلام از شاهان صفوی و زندیه را در خود جای داده است، مهم ترین شهرهای جانشین شده، شهرهای باستانی دو شهر بوشهر و برازجان کنونی قدمتی 500 ساله دارند. به ویژه شهر بوشهر در عصر زندیه و قاجاریه، یکی از بنادر بزرگ آسیا به شمار می رفت. شهری با ساختمان های زیبا، خیابان های جدید، بندری پررونق، تجارت خانه های بزرگ، بازرگانان نامدار. اقتصاد پر رونق و بیش از ده کنسول گری و نمایندگی خارجی که با شهرهای بزرگ هندوستان مانند بمبئی و کلکته رقابت داشت. حوادثی که بر اثر جنگ ها و تجاوزات بیگانگان به ویژه انگلیسی ها بر بوشهر گذشت بوشهر آباد ما را در دوران قاجار آهسته آهسته به انزوا و بعد از آن به ویرانی کشاند. که در این رابطه نقش دولت استعماری بریتانیا کمتر مورد توجه بوشهر شناسان قرار گرفته است.
اینجانب ابتدا علل و انگیزه استعمار را در تخریب بوشهر و دشتستان بزرگ برمی شمارم و سپس به آبادانی خرمشهر بعد از بوشهر می پردازم. در همین جا از هموطنان عزیز خرمشهری عذرخواهی می کنم و یادآور می شوم که برای ما خرمشهر و جای جای ایران همانند بوشهر و دشتستان عزیز است و استان بوشهر در جنگ هشت ساله برای نجات خرمشهر ده ها فرزندش را قربانی کرده است. غرض از تحریر این مطلب ذکر یک حادثه تلخ تاریخی است. استعمار پیر بریتانیا در دوران گذشته سه بار به استان بوشهر به بهانه های مختلف حمله ور می شود که در هر سه جنگ دلاور مردان و شیرزنان خطه ی تنگستان ، دشتستان و دشتی، حماسه های بی نظیر را در دفع این تجاوزات آفريده اند، که بزرگان تاریخ نگار گوشه هایی از این پایداری ها را در آثار ارزشمند خود آورده اند .
این مقاومت دشمن را بر آن داشت تا در صدد انتقام برآید. این انتقام در دو بعد اقتصادی و امنیتی در اواخر دوره قاجار و عصر پهلوی ها به ویژه بر بوشهر و دشتستان ما تحمیل کرد. از طرفی نوکر دست نشانده انگليس يعني شیخ خزعل در خرمشهر آمادگی خود را برای خوش خدمتی به ارباب برای حفاظت از لوله های نفت خوزستان اعلام كرد و نیروهای او در کنار سربازان انگلیسی که آسان وارد آبادان و خرمشهر شده بودند پاسداری از تاسیسات نفتی را به عهده گرفتند . در همین زمان مسیر تجارت را از بوشهر منحرف و به سوی خرمشهر هدایت نمودند . تجارت خانه های بزرگ بوشهر یکی بعد از دیگری تعطیل و بازرگانان ورشکست و بسیاری از آن ها عازم دیار خارج و یا شیراز و اصفهان و تهران شدند. آثار این خرابی ها بعد از گذشت یک قرن در حاشیه شرقی بندر بوشهر پیداست. دو کارخانه بزرگ نساجی اعتمادیه و خلیج که اولین واحدهای صنعتی جدید در ایران بودند بر اثر بی توجهی تعطیل شدند و بندر بزرگ بوشهر از رونق افتاد و خرمشهر آبادان گشت.
از طرفی دو خط ریلی و شوسه که قرار بود از بوشهر شروع و بعد از عبور از شهرهای برازجان و کنارتخته و کازرون به شیراز وصل و از آن جا به شبکه راه آهن سراسری کشیده شود در برازجان متوقف و بعد از خاتمه جنگ جهانی اول به سرعت آن را برچیدند و قطعات آن را به خرمشهر انتقال دادند تا راه آهن خرمشهر را به تهران و شمال وصل نمایند. راه شوسه را که از بوشهر تا برازجان و کازرون و شیراز با مزدوری و دستان سربازان بی نوای هندی احداث کرده بودند نیمه کاره رها کردند (1)
بعد از روی کار آمدن رضا شاه سرکوبی عشایر خطه جنوب به او سپرده شد و درگیری های او با به جا مجاهدین آغاز گردید. زائر خضر خان کشته می شود، برادران چاه کوتایی به تبریز و تهران کوچ داده می شوند و آیت ا... مجاهد برازجانی به تهران تبعید می گردد. سران ایل قشقایی روانه زندان می شوند و در سال 1308 تنها بازمانده از دوران مقاومت در جنوب میرزا محمد خان برازجانی که در مقابل رضا شاه حاضر به تمکین نمی شود با اعزام اردوی نادری به فرماندهی سرهنگ سلحشور و همراهی خائنین داخلی به شهادت می رسد و جنوب برای حضور و تحکیم مزدوران داخلی انگليس امن و امان ميشود. از این تاریخ عوامل انگلیس در فارس بزرگ ، یکه تاز سیاست استعماری بریتانیا می شوند و کنسول گری های انگلیس در اصفهان و شیراز و بوشهر صاحب قدرت و اقتدار می گردند تا جایی که آزادانه به شهرها و روستاها رفت و آمد و با سران عشایر هم سو با انگلیس ملاقات می نمایند که آثار دخالت و اثر انگشت آن ها در بسیاری از خرابی ها و حوادث تلخی که بر جنوب گذشته است پیداست.
از تحمیل نمایندگان و حکام دست نشانده گرفته تا آغاز جنگ جهانی دوم و تجاوز به بوشهر و دشتستان و فارس و به آتش کشیدن شهرها و روستاها و غارت اموال عمومی و تسلط مزدوران بيگانه بر سرنوشت مردم بوشهر ـ برازجان ـ کازرون ـ شیراز ـ اردکان گوشه هایی از خیانت انگلیس مکار برای ویران کردن بوشهر و دشتستان است. آخرین ضربه مهلکی که استعمار بر بدنه بوشهر می زند در سال 1350 شمسی است که با اعمال نفوذ در شورای امنیت و سازمان ملل و گرفتن موافقت شاه خائن و مجلس شورای ملی بوشهر را به تجزیه می کشاند و بحرین را از بوشهر جدا می کند.
در همان تاریخ نمایندگان اقلیت مجلس مرکب از نمایندگان حزب پان ایرانیست از جمله دکتر سید حسین حبیب نماینده بوشهر به این خیانت اعتراض و صحن مجلس را ترک و اعلام می کنند، هر کس یک وجب خاک کویر لوت را تسلیم بیگانگان کند خائن می باشد . لیکن مجلس که نمایندگانش همگی تحت امر شاه و انتخابی سفارت انگلیس و آمریکا بودند به این جدایی رای دادند و مرزهای آبی ایران را که تا سر حد کویت و عربستان و قطر می رسید محدود به مرزهای کنونی کردند و باز به تحریک انگلیسی ها، عرب ها جرات پیدا کردند نام تاریخی خلیج فارس را به نام مجهول خلیج عربی علم کنند و پا را از آن فراتر نهاده هر چند صباحی گرد هم بنشینند و ادعای جزایر ایران را داشته باشند که هم اکنون دولت و ملت ما با این پدیده های شوم استعماری دست به گریبان می باشند.
دولت انقلابی و ملت ایران مفتخر است که در جنگ تحمیلی که صدام به تحریک همین دولت های استعماری برای تجزیه ایران به راه انداخت با پایمردی همه نیروهای مسلح و مردم پوزه کثیفش به خاک مالیده شد و حتی توفیق تصرف یک وجب از خاک ایران را به گور بردند. نیروهای مسلح ما درس فراموش نشدنی به همه مستکبران دادند که هیچ گاه خیال تجاوز به حریم ایران اسلامی را نداشته باشند.
--------------------------------------
1 - جا دارد اداره راه و میراث فرهنگی از این جاده بسیار زیبا به عنوان نماد حضور استعمار در ایران حراست و در ترمیم آن جدیت نمایند - از طرفی به وزارت راه پیشنهاد می شود اکنون که نیت کشیدن راه آهن از شیراز به بوشهر را دارند از این مسیر بسیار آسان بوشهر ـ برازجان ـ وحدتیه ـ خشت ـ کازرون ـ دشت برم ـ دشت ارژن ـ سرخی و شیراز استفاده شود.