ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انگلیس، آمریکا و انقلاب ایران

این مرتبه اما تفاوتهای بنیادین با دفعات قبل داشت و این تفاوت در وجود رهبری که خوب تاریخ را می دانست و بهتر از آن شاید آینده را دریافته بود خلاصه می شد. امام خمینی با داشتن چنین بینشی دست تمام بدخواهان ملت ایران و امت اسلامی که روزی از آستین انگلیس و روز دیگر از آستین آمریکا بیرون آمده بود را برای همیشه قطع می کرد.
انقلاب ایران از همان آغاز نهضت در سال 1342 واکنشهای گوناگون بین المللی را در برابر خود دید. واکنشهایی که بیشتر از جانب کسانی صورت می پذیرفت که نهضت اسلامی-مردمی ایران را سدی در برابر تامین منافع خود دریافته بودند. در این میان دولتهای انگلیس و آمریکا که بیشترین آسیب را از روی کارآمدن یک حکومت اسلامی و مردمی آنهم در منطقه فوق العاده حساس خلیج فارس می خوردند شدیدترین واکنشها را در برابر این نهضت به نمایش گذاردند، و چه در دوران قبل از انقلاب، چه در دوران انقلاب و حتی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از هیچ تلاشی برای سرکوب نهضت ملت ایران کوتاهی نکردند. در این مقاله با اشاره به رفتار دولتهای انگلستان و آمریکا در دوران انقلاب اسلامی ایران به برخی از اقدامات این دولتها برای شکست و یا به انحراف کشاندن انقلاب مردمی ایران اشاره خواهیم نمود.
در دهه شصت و هفتاد ، انگلیس از نقش شاه به عنوان ژاندارم منطقه و به طور عمده خلیج فارس حمایت می کرد. در این دو دهه ، ایران بازار مناسبی برای صادرات انگلیس بود و قراردادهای تجاری و نظامی گسترده و یکطرفه ای[3] بین دو کشور منعقد شده بود.اطمینان از وضعیت ایران به اندازه ای بود که سفیر انگلیس در تهران سر آنتونی بار سونز در اواخر سال 1978 یعنی اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گزارش داده بود که موقعیت حکومت شاه ایران بسیار مستحکم است.
دولت انگلیس برای تحکیم موقعیت خود در ایران و برای آنکه بتواند منافع خود را برای سالیان دراز تثبیت نماید اقدامات فراوانی را انجام داد اقداماتی که هر کردام به شکلی از انحاء در تقابل با خواست و اراده ملت مسلمان ایران بود. برخی از اقدامات انگلستان در دوران قبل از انقلاب اسلامی که برضد حرکت انقلابی مردم ایران صورت گرفته بود به شرح ذیل می باشد:
1- نفوذ و سیطره گسترده انگلیس در دربار پهلوی به گونه ای که بسیاری از عزل و نصبها با چراغ سبز دولت انگلستان صورت می گرفت.
2- انتشار مطبوعات و تاسیس احزاب وابسته برای توسعه و تثبیت حضور خویش در ایران
3- تاسیس محافل مخفی و لژهای فراماسونری وابسته و اعمال سیاست های خود از این طریق که از دوران قاجار آغاز گردیده بود و در دوران پهلوی سیر صعودی گرفته بود.
4- حمایت از خاندان های وابسته مانند: علم، قوام به عنوان پایگاه های حمایت از سیاست های انگلیس
5- تربیت رجال وابسته ،این رجال وابسته بهترین ابزار برای اعمال سیاست های استعماری دولت انگلیس در ایران محسوب می شدند.
6- تحریک جریان های تجزیه طلب قومی، تفرقه اندازی و تشدید اختلافات مذهبی بین اهل تشیع و اهل تسنن.
7- حمایت از جریان ها و سازمان های صهیونیستی.
8- اقدامات تبشیری عوامل انگلیس و تلاش برای سوء استفاده از اقلیت های دینی و ترویج مسیحیت برای مبارزه با اسلام
9- ایجاد و تقویت فرقه های انحرافی، یکی از لطمات بزرگ استعمار انگلیس به اسلام و مسلمانان جعل فرقه های مذهبی به اسم اسلام و ... می باشد. از جمله آنها ترویج بهائیت و بابیگری در ایران می باشد که در مطالب قبل بدانها پرداخته شد.
10- کسب امتیازات فراوان اقتصادی در دوران پهلوی و انعقاد قراردادهای مختلف نفتی و به زیر سلطه در آوردن تولیدات نفتی و به طور کلی غارت منابع نفتی ایران.
11- نفوذ و سیطره اقتصادی بر دولت، نهادهای مالی و حضور گسترده شرکت های انگلیسی ـ صهیونیستی در اقتصاد ایران به ویژه در دوران پهلوی
12- نقش انگلیس در سرکوب جنبش های اسلامی و میهنی در دوره پهلوی
13- پیمان های نظامی و امنیتی با رژیم پهلوی و نقش انگلیس در تاسیس اداره ی ساواک و جایگاه عوامل انگلیس در نظام اطلاعاتی رژیم پهلوی
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران در بهمن ماه سال 1357 و بروز تحولات انقلابی در ایران، دولت انگلیس اقداماتی را علیه ایرانیان بخصوص دانشجویان ایرانی در انگلیس انجام داد و سخت گیری هایی را در این زمینه آغاز نمود. این اقدامات منجر به تشدید تنش ها میان دوکشور و برگزاری نخستین تظاهرات مردمی برضد انگلیس در اواخر سال 1357 در تهران گردید.
جذب و بورسیه کردن دانشجویان، برگزاری کلاس‌های زبان برای شناسایی افراد مستعد جهت جاسوسی و نفوذ از جمله اقدامات انگلیس برعلیه انقلاب اسلامی است.
وزارت خارجه انگلیس در نیمه دوم سال 1359 کاردار و دیگر دیپلماتهای سفارت انگلیس در تهران بجز یک نفر را به لندن فراخواند و سفارت این کشور در ایران را تعطیل اعلام کرد.
این کشور سفارت خود را در تهران تعطیل و دیپلمات‌های خود را به بخش حافظ منافع انگلیس در سفارت سوئد منتقل کرد. کارنامه انگلیس در مقابل ایران تنها در موضعگیری‌های مداخله‌جویانه‌ خلاصه نمی‌شودوتاریخ روابط دو کشور شاهدی بر خیانت‌ها و خباثت‌های بریتانیا در حق ملت ایران است. از سیاست‌های استعماری و استثماری در دوران صفویه و قاجاریه تا چپاول و تاراج دارایی‌ها و سرمایه‌ها در دوران پهلوی‌.
اقدامات خصمانه انگلیس در دوران انقلاب اسلامی و بعد هم جنگ تحمیلی بنا به روایت اسناد آرشیو وزارت امور خارجه و دفاع این کشور گستره‌ای وسیع از دخالت تا خیانت را شامل می‌شود.
رویکرد این کشور در قبال گروهک‌های تروریستی که به اقدامات خرابکارانه علیه ایران اقدام می‌کنند، همواره با حمایت‌های مالی و سیاسی وسیع پاسخ داده شده است. بازخوانی موضع گیری‌های انگلیس در قبال اقدامات تروریستی گروهک‌هایی چون منافقین نشان می‌دهد که این جنایت‌ها همواره با استقبال لندن همراه شده است؛ گستره این استقبال همواره طیف وسیعی از بسته‌های حمایتی و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی و رسانه‌ای و سیاسی را شامل می‌شده است. البته انگلیس علاوه بر حمایت و تامین مالی از گروه‌های تروریستی اقدام به انجام عملیات جاسوسی و تروریستی در ایران نیز می‌کند.
دولت انگلیس از تمامی امکانات خود برای عقیم ساختن نهضت امام خمینی(ره) تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی استفاده کرد و از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، لحظه ای در مبارزه و تضعیف نظام جمهوری اسلامی کوتاهی نکرده است. نقش انگلیس و حمایت از دولت بعث در جنگ تحمیلی بر کسی پوشیده نیست. حمایت و دخالت اساسی و بدون پرده انگلیس با تمامی ابزارهای رسانه ای و عوامل وابسته و نفوذی اش امری کاملا روشن و آشکار است. تبلیغات شبانه روزی رادیو و تلویزیون بی بی سی در حمایت از منافقین و نقش برجسته سفارت این کشور در خط دهی به منافقین بر همگان هویدا و مبرهن است. این نقش مخرب و توطئه آمیز همچنان ادامه دارد و این دشمنی پایان پذیر نیست. نقش انگلیس در صدور قطعنامه های سازمان ملل در تحریم ایران و همکاری با گروه های ضد انقلاب برای ایجاد آشوب سندهای زنده مبنی بر تداوم دشمنی استعمار پیر انگلیس با ملت ایران است. دولت ایالات متحده نیز که از آغاز سده نوزدهم میلادی و به ویژه در دوران پس از جنگ دوم جهانی غارت و چپاول دولتهای جنوب به طور عام و ملل اسلامی به طور خاص را در راس سیاستهای دستگاه دیپلماسی خود قرار داده بود اقدامات فراوانی را برای سرکوب نهضت تاریخی ملت شیعه ایران چه در دوران قبل و چه در دوران پس از انقلاب اسلامی و تا به امروز انجام داده است و می دهد. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) معادلات سیاسی بین المللی و منطقه ای و داخلی را بر هم زد و منافع آمریکا در ایران و منطقه را شدیدا مورد تهدید قرار داد، در نتیجه سیاست خارجی آمریکا در سه حوزه استراتژیک نظام بین الملل، نظام منطقه ای خاورمیانه و حوزه جغرافیای سیاسی ایران، دچار فروریختگی شد. پیروزی انقلاب اسلامی و بیداری مسلمانان در سراسر جهان فصل جدیدی از تقابل اسلام وغرب را آغاز نمود[4] تقابلی که در یک سر آن ایران و در سر دیگر آمریکا قرار دارد. دولت ایالات متحده قبل و بعد از انقلاب اسلامی اقدامات بسیاری را در راستای ضربه زدن به حرکت انقلابی مردم ایران ترتیب دادند.
گری سیک مشاور وقت کاخ سفید در امور ایران در کتاب "زمانی که هرچیز فرومی پاشد" می نویسد:از هنگام سقوط شهر سایگون هیچ واقعه ای به اندازه انقلاب ایران،آمریکا راتحت تاثیر قرار نداده است.[5]
ویلیام کوانت عضو شورای امنیت آمریکا در زمان کارتر می گوید :انقلاب ایران واشنگتن را به وحشت انداخت . ازاین که موج انقلا ب سراسر خلیج فارس را در بر گیرد تصمیم گرفتیم یک ساختار امنیتی در داخل واطراف شبه جزیره عربستان به وجودآوریم تا مطمئن شویم انقلاب ایران به خارج سرایت نخواهد کرد.[6]
دولت آمریکا برای جلوگیری از انقلاب ایران اقدامات فراوانی را حتی در دوران قبل از انقلاب انجام داد که در ادامه به برخی از این اقدامات مداخله جویانه و تجاوزکارانه اشاره خواهیم کرد:
- باحمایت از شاه وهدایت جریانات سیاسی در راستای مبارزه با حرکت مردمی اقدامات فراوانی از جمله فروش و در اختیار قرار دادن ادوات سرکوب نهضت اسللامی مردم را در اختیار رژیم مستبد پهلوی قرار دادند.
-در شکل گیری و تجهیز سازمان امنیت و اطلاعات کشور(ساواک) که تنها کارویژه اش تقابل با حرکت آزادیخواهانه ملت ایران بود نقش اساسی و بی بدیل داشتند.
دولت آمریکا در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران تمام تلاش خود را برای جلوگیری از وقوع این انقلاب انجام داد تا بدانجا که(با توجه به داشتن خاطره خوش از کودتای 28مرداد 1332) بار دیگر و با خوش خیالی به دنبال سرکوب خواست ملی مردم ایران از طریق سازماندهی به یک کودتای نظامی بود. شورای امنیت ملی آمریکا با فرستادن ژنرال هایزر بار دیگر تلاش کرد دست به کودتایی مثل 28 مرداد بزند . اما امواج انقلاب اسلامی منجر به شکست آمریکا در این امر شد.
پس از انقلاب اسلامی لحظات حساسی برای آمریکا رقم می خورد از همین روی این دولت با شیوه ها، تکنیک ها و حتی تغییر استراتژی به دنبال آن بود که قدرت و نفوذ گذشته خود را باز یابد به همین خاطر با تبدیل سفارتخانه به لانه جاسوسی و توطئه آفرینی علیه نظام نوپا و ارتباط گیری با مخالفین انقلاب فعالیت های خود را شروع کرد.
در یکی از اسناد سازمان سیا بدست آمده از سفارت آمریکا در تهران به این مطلب اشاره شده است که:
« این انقلاب و پیامدهای آن موقعیت ما را نابود کرد ، افراد ما را پراکنده ساخت و سازمان و روشهای با ثبات ما را به هیچ و پوچ تبدیل کرد »[7]
در ذیل چند مورد از اهم اقدامات خصمانه آمریکا در سالهای آغازین انقلاب اسلامی ایران ذکر می شود:
1-لغو قرار داد های تسلیحاتی
2-فشار برایران از طریق شورای امنیت ودیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه:
در ۱۳ آذر1358، پانزده عضو شورای امنیت تحت فشار امریکا به اتفاق آرا قطعنامه شماره ۴۵۷ را در محکومیت اشغال سفارت امریکا در تهران منتشر کردند.[8]
ارجاع موضوع گروگانگیری به دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه از دیگر اقدامات امریکابرعلیه ایران بود. رأی این دیوان نیز روز 24 آذر علیه ایران صادر شد و 15 قاضی این دادگاه به اتفاق آرا جمهوری اسلامی ایران را به دلیل تصرف سفارت امریکا محکوم کردند.[9]
در نهم دی 1358، شورای امنیت سازمان ملل تحت فشار امریکا قطعنامه 461 را در موضوع مجازات‌های اقتصادی علیه ایران تصویب کرد.
3- حمایت از گروههای به اصطلاح میانه رو
بر طبق یکی از اسناد بدست آمده از سفارت آمریکا در تهران ، سیاست آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، به دو بخش سیاست کوتاه مدت و سیاست بلند مدت ، تقسیم می گردید .
در این رابطه ، لینگن کاردار سفارت آمریکا ، در نامه ای که برای وزارت امور خارجه آمریکا ارسال داشته است چنین می گوید :
سیاست کوتاه مدت :
تا قبل از تشکیل یک دولت جدید ، ما می خواهیم تمام مسایل گذشته حل شود و از بیان هر گونه بحث و مجادله دوری شود . در طول این ماهها ، اساس معامله با دولت جدیدی را که امیدواریم دارای قدرت موثر بیشتری باشد ، طرح ریزی می کنیم ...
سیاست بلند مدت :
بر این اساس قرار گرفت که میانه روها بر سر کار باشند و ناسیونالیست های مخالف مذهب تسلط بیشتری در اداره مملکت داشته باشند. در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید ما می توانیم راههای نفوذ در ایران را امتحان کنیم و بایستی یک موقعیت توام با اطمینان و احترام را در ایران بیازماییم و آن را رواج دهیم .[10]
سیاست کلی آمریکا در تقویت خط میانه بود. زیرا موضع گیری ها و سیاست های ضد امپریالیستی امام راهی نبود که باب طبع آمریکا و یا حافظ منافع آنان در ایران و منطقه باشد و آمریکا تنها چاره برای از میدان به در کردن امام و پیروان صدیق ایشان را در تقویت جناح میانه رو ها و در راس آنان دولت موقت می دید .
جیمز بیل نیز در این رابطه می گوید :
« با وجود آنکه پس از انقلاب نمونه های فراوانی از فعالیت های جاسوسی در ایران وجود دارد ، دو مقطع از آنها به ویژه در ساختار روابط ایران و آمریکا نقشی اساسی یافت . یکی نقشه سازمان « سیا » برای برقراری رابطه با ابوالحسن بنی صدر بود و دیگری که جنبه کلی تری داشت آنکه سیا در صدد بود با گروه میانه روهایی که در نهادهای انقلابی نقش داشتند ، رابطه بر قرار سازد .
هر دو نقشه بسیار ناشیانه و عاری از ظرافت طرح و اجرا گردید و هر دو به شکست تاسف بار میانه روها ، و سر انجام بر باد رفتن آخرین اعتبار آمریکا در ایران منتهی گشت »[11]
هدف دولت آمریکا از حمایت گروههای میانه رو و ملی گرا ، تقویت عناصر غرب گرا جهت به دست گرفتن سر رشته امور انقلاب و سپس به انحراف کشیدن انقلاب ، و در نهایت ، مسلط نمودن دوباره ی آمریکا بر مقدرات این کشور بوده است .
اسناد لانه جاسوسی نیز نشان می‏دهد که ایالات متحده چگونه برای خارج کردن امام از صحنه سیاسی کشور در صدد جذب افراد موثر و مهم دولت موقت از جمله بنی صدر و امیر انتظام برآمده بود و مثلا در مورد جذب بنی صدر، در ظاهر به عنوان مشاور اقتصادی یک شرکت آمریکایی با حقوق ماهانه 1000 دلار دعوت به همکاری می‏شد، اما در واقع رابط سازمان سیا تلاش می‏کرد تا وی را به استخدام این سازمان درآورد.»
وزارت خارجه آمریکا پس از انقلاب یکی از ماموریتهای اصلی سفارت خود در ایران را تلاش برای هماهنگی فعالیت‏های نیروهای لیبرال و میانه روهای مذهبی و پیوند دادن آنها با عناصر ملی گرا و سلطنت طلبان و طرفداران رژیم سابق بر علیه انقلابیون مذهبی قرار داده بود.
4-پشتیبانی از تروریسم برضد انقلاب اسلامی
منافقین از همان سال های اول پس از پیروزی انقلاب به عنوان بخشی از مزدوران داخلی آمریکا با هدایت آمریکایی ها به طور مسلحانه شروع به مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کردند. این مزدوران علاوه بر بمب گذاری در شهرها و ترور مسؤولین نظام و مردم عادی کوچه و بازار، در طی سالهای جنگ تحمیلی به منزله ی ستون پنجم دشمن، انواع اطلاعات نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را از داخل کشور جمع آوری کرده و در اختیار آمریکا و عراق قرار می دادند و در عوض از سازمان ”سیا“ پول و امکانات دریافت می کردند.
روزنامه ی وال استریت ژورنال در یکی از شماره های خود طی مقاله ای می نویسد: اگر قرار باشد رژیم سرنگون گردد، از راه یک قیام عمومی و اتحاد ناراضیان داخلی با نیروهای کنار زده شده از ارتش، و اتحاد این دو منبع قدرت با چریک های وابسته به مجاهدین است.
یعنی که منافقین نیز مأموریت داشته اند همراه با سایر ضدانقلابیون ، در جهت سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت کنند.
سازمان منافقین با هماهنگی و پشتیبانی دولت آمریکا برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کردند.
جبهه نجات ایران:
یکی از گروه های سلطنت طلب که چندین سال در خارج از کشور با حمایت های مالی و تبلیغاتی سازمان سیا به موجودیت خود ادامه داد، جبهه نجات ایران بود که علی امینی مهره ی سرسپرده ی آمریکا آن را برای احیای سلطنت پهلوی و بر تخت نشاندن رضاشاه دوم راه اندازی کرده بود. 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فرار گروهی از سلطنت طلبان به خارج جبهه نجات ملی در آبان ماه1358 اعلام موجودیت کرد و علی امینی با دریافت چراغ سبز از آمریکا، به عنوان رییس تشکیلات شروع به کار نمود.
روزنامه ی نیویورک تایمز نیز طی گزارشی اشاره کرده بود که سازمان سیا برای فعالیت جبهه نجات ایران، پنج میلیون دلار در اختیار دکتر امینی قرار داده بود.
گروهک درفش کاویانی
یکی از گروهکهایی که با خط دهی و حمایت سازمان سیا در جهت مبارزه با نظام جمهوری اسلامی ایران به وجود آمد، گروهک درفش کاویانی بود. رییس پایگاه سیادر تهران طی سال های 1977 الی 1981، در طی یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه ”بی.بی.سی“ اظهار داشت:
«سازمان سیا که در داخل ایران ضربه خورده بود، سیاست خود را به پشتیبانی از نیروهای مخالف دولت ایر ان تغییر داد.»
وی در ادامه اظهاراتش می گوید:
«مهمترین گروه ایرانی که توسط سیا حمایت می شود گروه درفش کاویانی است.»
5-جاسوسی
بر اساس اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی آمریکا طی ماه های پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیپلمات های آمریکایی پیوسته در پی تماس و بر قراری ارتباط با مخالفان ایران و سپس گرد آوری برای جاسوسی و هدایت آنها در جهت بر اندازی نظام اسلامی بوده اند.
6-توقیف اموال ایران در آمریکا
پس از انقلاب اسلامی ، آمریکا به بهانه های مختلف از تحویل بسیاری از اقلام خریداری شده خود داری کرد و از جمله توقیف اموال ایران به ارزش بیش از 11 میلیارد دلار که تاکنون نیز ترخیص نشده است.
7-تحریم کامل اقتصادی
8-حمله مستقیم نظامی (طبس)
تسخیر لانه جاسوسی به وسیله « دانشجویان مسلمان » دولت کارتر را غافلگیرکرد و موجب بروز بحرانی کارتر طرح عملیات نجات را به منظور باز پس گیری گروگان ها را تصویب کرد . این عملیات در مرحله اجرا در صحرای طبس به شکست انجامید و رسوایی بزرگی برای دولت آمریکا به بار آورد.
9-کودتای نظامی (پایگاه شهید نوژة همدان)
طراحی کودتای نظامی بزرگترین و منسجم ترین حرکت ضد انقلاب و قدرت های خارجی بالأخص آمریکا در جهت براندازی نظام محسوب می شود . این کودتا با هزینه کشور های غربی و برنامه ریزی سازمان های جاسوسی سیا و موساد در خاک عراق و پاریس هماهنگ می شد و عوامل آن قصد داشتند با اعمال خشن نظامی ابتدا کشور را تجزیه و سپس نظام را سرنگون نمایند.
10-حمایت از تجزیة ایران
عوامل سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به منظور شکست انقلاب و تجزیه ایران به حمایت ازعملیات مسلحانه سازمانی به نام ارتش رهایی بخش ایران (آرا) که افرادی مانند اویسی ، ازهاری، بهرام آریا و اردشیر زاهدی ازسران رژیم طاغوت بودند اقدام کردند.
11 – حمایت آشکار از رژیم صدام برای حمله و تجاوز به ایران و مداخله مستقیم در جنگ
پی نوشت ها:
[1] - تعبیر رهبر انقلاب از دولت انگلیس پس از افشا شدن نقش این دولت در فتنه سال88.
[2] - در دوران جنگ سرد که پس از جنگ جهانی دوم و حاکم شدن نظام دوقطبی شاهد آن بودیم دولت بریتانیا به دلیل با تغییر موازنه قوا از سیستم چندقطبی به سیستم دوقطبی قدرت نفوذ خود در بسیاری از نقاط دنیا را تحت تاثیر حاکم شدن نظم جدید از دست داد، استفاده از دو واژه برتانیا و انگلیس در این مقاله برای القای کاهش قدرت نفوذ این دولت در عرصه بین المللی است.
[3] - مقصود نوعی از قراردادهاست که در آنها دولت الف به اجبار و بدون داشتن سود حقیقی تن به بستن چنین قراردادهایی می دهد، در این قراردادها عواید حاصله از مبادلات تجاری و اقتصادی بین دولت الف و ب نصیب دولت ب که در اینجا انگلستان است میشود. لازم به توضیح است که رژیم پهلوی به دلیل نداشتن پایگاه و جایگاه مردمی با دادن چنین امتیازهایی به بیگانگان سعی در تحکیم و استمرار حکومت خود داشت.
[4] - منوچهر محمدی ،بازتاب جهانی انقلاب اسلامی،انتشارات پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی،1386 ص32.
[5] - حسین عاصف ، تحریم ایران شکست یک سیاست ،ص18.
[6] - ویلیام کوانت ،روابط پنهانی ایالات متحده وعربستان.
[7] - اسناد لانه جاسوسی ج18و28و55
[8] - الگوهای رفتاری ایالات متحده امریکا در رویارویی با جمهوری اسلامی ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 128.
[9] - همان، ص 129.
[10] - اسناد لانه جاسوسی ج18. ص176و177
[11] - همان.