ایران و استعمار انگلیس | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



اوضاع ایران در سال های 1300-1301 شمسی از خلال گزارش های سفارت انگلیس

جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارش‏های سفارت انگلیس
گردآورنده:غلامحسین میرزا صالح
ناشر:نشر ایران،1369-177 ص،1000 ریال
مقدمه:
«هرج و مرج داخلی،آشفتگی اوضاع اجتماعی و سیاسی و عدم امنیت،فقر و قحطی،پراکندگی نیروهای اجتماعی،سیاسی و... از جمله مسائلی است که پس از جنگ جهانی اول گریبانگیر جامعه‏ و مردم ایران شده بود.این مسائل گرچه ریشه در ساختار اجتماعی،اقتصادی و سیاسی کشور داشت ولی با کشیده شدن ناخواسته‏ ایران به جنگ بین الملل اول رشد یافت و به دلیل دخالت‏های‏ آشکار قدرت‏های خارجی نظیر انگلستان،روسیه تزاری،آلمان و عثمانی در امور داخلی ایران تشدید شد.بروز این مسائل در جامعه‏ای که به دنبال‏ برپایی انقلاب مشروطه آرمان‏های بلندی در سر می‏پروراند،واکنش‏های‏ عدیده‏ای برانگیخت که از آن جمله می‏توان وقوع جنبش‏های انقلابی‏ در مناطقی نظیر گیلان،آذربایجان و اعتراض و نافرمانی نسبت به‏ حکومت مرکزی را در نقاط دیگر نام برد.پیدایش نهضت جنگل در چنین شرایطی بود.»1
یکی از مآخذ مطالعه و بررسی تاریخ معاصر ایران گزارش‏های دقیق‏ و موشکافانهء سفارتخانه‏های بیگانه در ایران است.این موضوع حتی در مورد دوره‏های متقدم‏تر مانند صفویه نیز صادق است.مانند گزارش‏های‏ ماموران و سفرای هلند به هنگام محاصره و اشغال اصفهان توسط افاغنه‏ در سال 1135 ق.
با گسترش فعالیت‏های اقتصادی اروپائیان در ایران به‏ تدریج کنسول‏گری‏ها و سفارتخانه‏های آنان در مسائل سیاسی نیز وارد شدند و علاوه بر پرداختن به مسائل سیاسی مهم و عقد قرارادادهای بازرگانی،در گزارش‏های خود به حوادث و وقایع به ظاهر کم‏ اهمیت نیز پرداختند.به دلیل فقدان مدارک خودی و سکوت اسناد دولتی،این گزارش‏ها راهگشای مسیر تاریخ وقایع و حوادث ایران می‏باشد.
کتاب«جنبش‏ میرزا کوچک خان» مشتمل بر حوادث یکسال‏ پایانی منتهی به مرگ‏ میرزا کوچک خان می‏باشد، اما مزیت آن در این است‏ که به تداوم نهضت جنگل‏ پس از مرگ میرزا و دل مشغولی‏های‏ حکومت مرکزی نسبت به‏ آن می‏پردازد
کتاب جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارش‏های سفارت انگلیس‏2 از این نمونه است.این کتاب دومین کتاب از مجموعه‏ای است که‏ غلامحسین میرزا صالح از میان اسناد و گزارش‏های پراکندهء سفارت و کنسولگری‏های دولت انگلیس استخراج کرده است.کتاب نخست تحت‏ عنوان جنبش کلنل محمد تقی خان پسیان‏3پیش از این چاپ و نشر یافته است و مترجم محترم قول داده گزارش‏های مربوط به شیخ خزعل‏ و سردار سپه را نیز بزودی در اختیار علاقمندان و پژوهشگران قرار دهد.
کتاب حاضر با گزارش وقایع هفته پیش از هفتم ماه مه 1921/اردیبهشت‏ 1300 آغاز و به گزارش وقایع هفته پیش از 29 ژوئیه 1922/7 مرداد 1301 ختم می‏شود.
با آنکه عنوان اصلی کتاب جنبش میرزا کوچک خان است اما می‏توان‏ این مجموعه را به چند دسته چون:جنبش میرزا کوچک خان جنگلی، قیام اسماعیل خان سمیتکو،جنبش محمد تقی خان پسیان،جنبش‏ ابو القاسم خان لاهوتی،روند تشکیل ارتش در ایران،مطبوعات اوضاع‏ اقتصادی شوروی و موضوعات پراکنده تقسیم کرد.
قبل از پرداختن به گزارش‏ها لازم است به چند نکته اشاره شود:
با آنکه مترجم محترم در پیشگفتار اشاره نموده که مطالب این کتاب‏ از میان انبوه اسناد و گزارش‏های پراکنده سفارت و کنسول‏گری‏های‏ انگلیس استخراج شده ولی معلوم نیست که آیا تلخیص یا گزینش این‏ گزارش‏های مربوط به کلنل محمد تقی خان پسیان در این کتاب به‏طور کامل خلاصه شده است در حالی که در جای دیگر به تفصیل آمده‏ است.4
با آنکه کتاب نخست صرفا گزارش‏های مربوط به مشهد و سایر شهرهای خراسان را در برمی‏گیرد،کتاب مورد بحث که‏ می‏بایست طبیعتا مربوط به گیلان و جنبش جنگل باشد به حوادث و رویدادهای مرکز و دیگر شهرهای کشور نیز می‏پردازد و تصویری از وقایع سراسر کشور بدست می‏دهد.
کتاب از ترجمهء دقیق و روانی برخورداراست و به دقت ویراستاری‏ شده تنها در یک مورد و احتمالا در نگارش متن اشتباهی رخ داده است:
«الوار کار حمله به بجنورد و اطراف آن را از سر گرفته‏اند و هربار دست‏ به غارت روستاهای منطقه می‏زنند.رضا خان یک واحد نظامی جهت‏ سرکوبی الوار گسیل داشته است.»5
بجنورد از شهرهای خراسان است که می‏بایست گزارش کامل این‏ واقعه در گزارش‏های کنسول‏گری‏های انگلیس در خراسان آمده باشد. اما آنچه در خصوص ناآرامی‏های بجنورد ذکر شده به شورش سردار معزز و فرج الله خان مربوط می‏باشد و هیچ اشاره‏ای به حملهء الوار به‏ این شهر نشده است.6تنها در یک مورد از سواران بختیاری و نارضایتی‏ مردم مشهد از ورود صمصام السلطنه به همراه سواران بختیاری به شهر7 صحبت به میان آمده است.با توجه به گزارش‏هایی از اعزام نیرو به‏ بروجرد و فاصلهء نسبتا زیاد محل اسکان الوار از بجنورد احتمال دارد گزارش فوق الذکر دربارهء بروجرد باشد نه بجنورد.
چهل پیوست،مانند شعر ضد انگلیسی فرخی مدیر روزنامهء طوفان، نامهء رضا خان وزیر جنگ به امیر لشگر شمال،متن نامهء روتشتین به‏ میرزا کوچک خان،در میان گزارش‏ها و به تناسب گنجانده شده است.
نکته‏ای که خوانندهء کتاب باید مد نظر قرار دهد این که نهضت جنگل‏ از شوال 1333 ق.آغاز و تا ربیع الثانی 1340/آذر 1300 زمان وفات‏ میرزا ادامه می‏یابد این نهضت به چهار مرحله تقسیم می‏شود:
1-از آغاز شکل‏گیری مبارزه تا آخر ذیحجهء 1335/انقلاب اکتبر 1917 روسیه.
2-از انقلاب اکتبر 1917 تا تسلیم شدن حاج احمد کسمایی و دکتر حشمت 1337 ق.
3-از شعبان 1337 تا شعبان 1339 یعنی زمان توافق انگلیس و شوروی و قرارداد 1921 ایران و شوروی و توافق طرفین برای خاموش‏ کردن نهضت جنگل.
4-از شعبان 1339 تا ربیع الثانی 1340.
همان طور که مشاهده می‏شود مطالب کتاب مشتمل بر حوادث یکسان‏ پایانی منتهی به مرگ میرزا می‏باشد اما مزیت آن در این است که به‏ تداوم نهضت جنگل پس از مرگ میرزا و دل مشغولی‏های حکومت‏ مرکزی نسبت به آن می‏پردازد.
با اینکه در سال‏های گذشته تعداد انبوهی کتاب و مقاله‏ درباره جنبه‏های مختلف نهضت جنگل نوشته شده است‏9،اما این گزارش‏ها به دلیل دقت در جمع‏آوری و احاطه بر مسائل،از ارزش ویژه‏ای برخوردار است.گرچه برخی گزارش‏ها نیز به قضاوت مأموران انگلیسی آلوده شده‏ است.
در ادامه مقاله به معرفی بخش‏های مختلف گزارش‏ها می‏پردازیم:
جنبش میرزا کوچک خان
با آنکه انگلیسی‏ها همه جا از حمایت بلشویک‏ها از حکومت جنگل‏ سخن گفته‏اند اما در این گزارش‏ها می‏توان به خوبی موضع‏گیری‏های‏ میرزا،احسان الله خان و خالو قربان را در برابر روس‏ها از یکدیگر تمیز داد.به عنوان نمونه در فهرست کمیتهء انقلاب سرخ پس از تشکیل‏ حکومت جمهوری در گیلان،احسان الله خان و خالو قربان از جانب‏ میرزا عهده‏دار هیچ سمتی نشدند.به علاوه روس‏ها مدت‏ها پیش از شکست نهضت،قول همکاری با دولت مرکزی را داده بودند.10پس از تخلیهء رشت توسط روس‏ها،احسان الله خان و خالو قربان با نیروی‏ چهار هزار نفری متشکل از افراد آذربایجانی،گیلانی،قفقازی،ترک، کرد و فرماندهان فراری ژاندارمری و روسیه تزاری این شهر را اشغال‏ کردند اما پس از سقوط کابینهء سیاه،روس‏ها کار تخلیه ایران را ناتمام‏ گذاشته،در بندر انزلی به تجدید قوا پرداختند.11
طبق این گزارش‏ها،میرزا سعی کرد با سمیتکو و امیر مؤید سواد کوهی، علیه دولت مرکزی متحد شود در حالیکه مذاکره میان نمایندگان حکومت براساس گزارش‏های‏ سفارت انگلیس،اولین‏ مجلهء هفتگی نظامی به نام‏ «قشون»در برج سنبله‏ (شهریور)1301 منتشر گردید که در نخستین‏ شماره آن مقاله‏ای دربارهء منسوجات ایرانی و استفاده از آن به چاپ‏ رسیده و بر کاهش واردات‏ پارچه تأکید شده بود
مرکزی و میرزا در کسما ادامه داشت و بسیاری از سلاح‏های روس‏ها پس از خروج از گیلان در دست متحدان میرزا قرار داشت.12
اقدامات خودسرانهء خالو قربان و احسان الله خان مانند تصرف شهر رشت و دریافت کمک از روس‏ها مورد قبول میرزا نبود.روس‏ها کاملا از میرزا دل سرد شده بودند،زیرا او را یک ایرانی ناسیونالیست می‏شناختند.13
میرزا مناطق تحت سلطهء خود را به سه بخش اداری تقسیم کرد:
رشت و انزلی زیر نظر خالو قربان؛لاهیجان و تنکابن زیر نظر احسان الله خان؛کسما،فومن،ماسوله و پسیخان زیر نظر خودش همچنین کوچک خان بر تمام منطقه ریاست فائقه داشت، مجموع نیروهای این سه نفر شش هزار و دویست نفر بود.14
اخلاف در جنبش‏ها منحصر به میرزا نبود،بلکه گزارش‏هایی از درگیری میان احسان الله خان و خالو قربان و در نتیجه هرج‏ومرج و بی‏نظمی در رشت موجود می‏باشد.روند تضعیف،تجزیه و شکست تدریجی نهضت بر اثر اقدامات خودسرانهء متحدان میرزا، شکست امیر مؤید سوادکوهی و باز شدن راه نفوذ قوای دولتی از شرق‏ گیلان،خیانت روس‏ها به میرزا،جدایی سعد الدوله پسر سپهسالار تنکابنی‏ از میرزا و پیوستن او به رضا خان،پیشروی نیروی قزاق از جنوب و شرق‏ گیلان و تصرف شهرها،پیوستن خالو قربان به رضا خان و دریافت عنوان‏ و درجهء نظامی؛از خلال این گزارش‏ها به خوبی آشکاراست.15نهضت‏ جنگل پس از خیانت آشکار متحدان و مهمانان ناخواندهء میرزا به روزهای‏ پایانی خود نزدیک می‏شد.آن‏گاه که خالو قربان از سوی رضا خان به‏ حکومت انزلی منصوب شد،دولت مرکزی برای زندهء میرزا ده هزار تومان‏ و برای مردهء او پنج هزار تومان جایزه تعیین کرد.نیروهای دولتی در پی‏ میرزا جنگل را جاروب کردند و سرانجام میرزا در میان برف و کولاک در ششم دسامبر 1921/پنجم آذر 1300 به علت سرمازدگی جان خود را از دست داد(منابع دیگر مرگ میرزا را سیزده آذر نوشته‏اند)16
نهضت جنگل پس از میرزا
خالو قربان به همراه خالو مراد سر میرزا را به تهران برده و به لقب‏ «سالار مظفر»مفتخر گردید.قوام السلطنه طی اعلامیه‏ای اطلاع خبر کشته شدن میرزا به عموم را قدغن نمود.17
شعله‏های نهضت پس از مرگ میرزا خاموش نشد،حاج احمد کسمایی‏ و احسان الله خان تمهیداتی برای بازگشت به گیلان و ادامهء نهضت‏ فراهم دیدند.18کربلایی ابراهیم از طرفداران میرزا در فومن دست به‏ شورش زد و کسما را تصرف کرد.انگلیسی‏ها،روس‏های باکو را محرک‏ او در این اقدامات می‏دانستند.19سردار مقتدر طالشی و سید جلال چمنی‏ «چهار فرضیه»را تصرف و حاکم آن را اخراج کردند.20
دولت مرکزی در نهم فروردین 1301،هفت هزار نیروی پیاده به همراه‏ دو توپ صحرایی را به رشت اعزام نمود.کربلایی ابراهیم برادر حاج‏ احمد کسمایی در هجده فروردین دستگیر و در رشت اعدام شد.21اما عملیات جنگی سید جلال چمنی تا اواخر تیر ماه 1301 ادامه داشت.
قیام سمیتکو
یکی از دلایل طولانی شدن نهضت جنگل،شورش‏ها و ناآرامی‏های‏ صورت گرفته در دیگر مناطق بود.قیام اسماعیل خان سمیتکو در مناطقی‏ از آذربایجان و کردستان،در اواخر کار میرزا برای مدتی نیروهای دولتی‏ را به خود مشغول داشت.سمیتکو با تصرف سراسر ناحیهء میان سلماس‏ تا سلدوز،رفت و آمد دولتیان را مختل کرد.علاوه بر آن میان او و ترک‏های ناسیونالیست فراری از ترکیه و اعضای حزب کمالیست در ایران‏ اتحاد و توافقی حاصل شده بود که سفارت انگلیس آن را زیر نظر داشت. او همچنین از برخی حمایت‏های روسای قبایل عرب عراق نیز برخوردار بود.22پس از سرکوب نهضت جنگل،رضا خان فرصت یافت تا نیروی‏ پنج هزار نفری برای سرکوب شورش سمیتکو به تبریز بفرستد. شایعهء تحریک سمیتکو و شکست نیروهای دولتی در برابر متحدان،رضا خان را واداشت تا جمیل بیک،کمالیست ترک را برای وساطت‏ به نزد سمیتکو بفرستد.23
در فهرست اعضای حزب کمالیست در ایران به شخصیت‏هایی چون‏ مدرس،تقی‏زاده،مشیر الدوله،سلیمان میرزا و صمصام السلطنه‏ برمی‏خوریم.24
گرچه قیام دموکرات‏های تبریز به رهبری ابو القاسم خان لاهوتی‏ مدتی موجب رونق کار سمیتکو گردید،اما جدایی نیروهای کمالیست از سمیتکو و قطع حمایت و کمک‏های انگلستان!موجب شکست در اردوی‏ «پارتیزان‏های بخش کردستان»گردید.از وقایع جالب این زمان،کشته‏ شدن خالو قربان خائن در نبرد با سمیتکو در جنگ بوکان در بیست و هفتم ماه مه 1922/ششم خرداد 1301 می‏باشد.25
جنبش کلنل محمد تقی خان پسیان
گزارش‏های مربوط به قیام کلنل مختصر و مربوط به اواخر کار اوست. رضا خان نه تنها به کلنل به شکل یک رقیب می‏نگریست بلکه حاضر به دخالت مستقیم در مسئله خراسان نیز نبود زیرا وی از تبانی پلیس‏ جنوب با کلنل هراس داشت.26در نهایت در اکتبر 1921/مرداد 1300 با تصرف قوچان توسط سردار معزز بجنوردی و فرج الله خان و برتری‏ تجهیزات و حیله و نیرنگ دولت مرکزی،خبر کشته شدن کلنل به تهران‏ رسید.
شورش ابو القاسم خان لاهوتی
وی از افسران با سابقهء ژاندارمری بود که در فوریه 1922/اسفند 1300 ش.با همراهی فرقه دموکرات و به خون‏خواهی شیخ محمد خیابانی‏ تبریز را تصرف کرده،پرچم و تصاویر شاه ایران را به زیر کشیده،شهر را به کنترل خود در آورد.مخبر السلطنه حکمران تبریز اخراج و انبارهای‏ دولتی تصرف گردید اما به زودی این شورش توسط نیروی قزاق سرکوب‏ و لاهوتی خان به شمال ارس گریخت و مصدق السلطنه به از نکات بسیار جالب و قابل توجه در گزارش‏های دولت‏ انگلستان،اشاره به‏ وضعیت مطبوعات‏ ایران است.
میرزا کوچک خان جنگلی
حکمرانی آذربایجان منصوب گردید.
روند تشکیل ارتش
در کابینهء سید ضیا الدین طباطائی طرح مربوط به تجدید نظر در تشکیلات دیویزیون قزاق و بریگارد مرکزی به منظور ایجاد ارتش ملی‏ به شیوهء اروپایی به بحث و مذاکره گذاشته شد.در این طرح تغییر نام‏ دیویزیون قزاق و ژاندارمری پیش‏بینی شده بود.سازمان ژاندامری که‏ پیش از این وزارت داخله جدا شده و در وزارت جنگ ادغام گردیده‏ بود،نسبت به این تصمیم ناخرسندی نشان می‏داد.در این طرح مدرسهء دیویزیون قزاق به نام کادت( Cadet )و مدرسهء افسران ژاندارمری و مدرسهء نظام همه در یک کالج نظامی ادغام می‏شدند.طرح نوسازی‏ ارتش به دلیل اختلافات رضا خان و نخست وزیر مدتی مسکوت ماند زیرا رضا خان با دادن اختیارات ارتش به انگلیسی‏ها مخالف بود.27
رضا خان برای مخلوط کردن پلیس جنوب در ارتش شش ماه به آنان‏ فرصت داد تا به ارتش ایران بپیوندند.او از افسران سوئدی ژاندارمری‏ برای آموزش و از روس‏ها برای خدمات فنی ارتش استفاده می‏کرد. رضا خان همچنین تصمیم به خرید تسلیحات و خدمات فنی از سوئد و آلمان گرفت.28
تا پایان سپتامبر 1921/اویل دی ماه 1300،دو سوم پلیس جنوب‏ در ارتش ادغام شد و در دوازدهم دسامبر سر فرماندهی پلیس جنوب‏ منحل و نیروهای باقی مانده به هند رفتند.29
به دستور رضا خان کلیهء افسران سوئدی از پست‏های ژاندارمری‏ بر کنار شدند.کمیسیونی برای تهیه اساسنامهء تشکیلات جدید ارتش مأمور شد و مبلغ دوازده میلیون تومان بودجهء سالانه برای آن تعیین کرد.با این حال میان دولت و رضا خان بر سر بودجهء ارتش اختلاف وجود داشت‏ و رضا خان با اختصاص دادن مالیات‏های غیرمستقیم و سایر درآمدها به ارتش این اختلاف را دامن می‏زد.30
در پنجم ژانویهء 1922/پانزدهم دی ماه 1300-ش تقسیمات جدید قشون توسط رضا خان اعلام شد.براساس سازمان جدید سراسر ایران به‏ پنج منطقه نظامی تقسیم شده بود:تهران با چهارده هزار نیرو،اصفهان‏ 6000 نیرو،مشهد 16000 نیرو،همدان 6000 نیرو و تبریز 6000 نیرو. همچنین سازمان شیر و خورشید برای کمک به مجروحین جنگ‏ تأسیس شد.31
رضا خان با صدور دستور،درجات نظامی قدیمی را لغو و به جای آن‏ عناوین جدید سپهبد،امیر لشکر،سرتیپ،سرهنگ،سرگرد،سروان،ستوان‏ و ستوان دوم،را وضع کرد.اولین مجلهء هفتگی نظامی به نام«قشون» در برج سنبله(شهریور)1301 منتشر گردید که در این شماره مقاله‏ای‏ دربارهء منسوجات ایرانی و استفاده از آن به چاپ رسیده و بر کاهش‏ واردات پارچه تأکید شده بود.32
با مقایسهء دو فهرست از حقوق صاحب منصبان نظامی در این زمان‏ می‏توان به عمق مشکلات مالی دولت و ارتش پی برد.به این معنا که‏ پس از گذشت چند ماه حقوق و مزایای نظامی کاهش محسوسی یافته‏ است.33
از مهم‏ترین اقدامات رضا خان برای نوسازی ارتش می‏توان به اعزام‏ پنجاه و سه نفر افراد داوطلب برای آموزش نظامی به فرانسه،سربازگیری‏ از شهرها و ایلات و عشایر،اعطای درجات جدید و اخراج افسران فاقد صلاحیت از ارتش،اشاره کرد.
مطبوعات
از نکات بسیار جالب و قابل توجه در این گزارش‏ها وضعیت مطبوعات‏ است.مطبوعات مردمی و غیر وابسته که از سوی مأموران انگلیسی به‏ داشتن رابطه با انقلابیون بلشویکی و حمایت مالی توسط آنان متهم‏ شده‏اند.گرچه پس از انقلاب 1917 روسیه،روشنفکران ایرانی تحت‏ تأثیر این انقلاب قرار گرفته و بسیاری از آزادیخواهان مدینهء فاضله را در سایهء این انقلاب جستجو می‏کردند و حتی ادبیات و مطبوعات این‏ دوره تحت تأثیر ارزش‏های انقلابی قرار گرفت.اما به اعتراف همان‏ مأموران بیگانه توقیف مطبوعات و حبس و شکنجهء مدیران آن تنها به‏ دلیل مخالفت با استبداد داخلی و استعمار انگلستان بوده است.
در این گزارش‏ها فهرست جامعی از روزنامه‏های تهران و سایر شهرها به دست می‏آید.نیز اخبار مربوط به زایش و فعالیت مطبوعات در این‏ گزارش‏ها منعکس شده است.افشاگری علیه قراردادهای سری ایران با دیگر کشورها،مقالات ضد انگلیسی،افشاگری دربارهء کودتای سیاه و مطالب ضد سردار سپه،موضوع اصلی نوشته‏های آنان را تشکیل می‏داده‏ است.در مقابل توقیف مطبوعات،عکس العمل و مخالفت گروهی مدیران‏ جراید را شاهد هستیم.در ادامه به چند نمونه از گزارش‏های این چنینی‏ اشاره می‏کنیم:
«روزنامهء وطن در شمارهء 8 سپتامبر خود از مردم خواسته است که‏ از خریدن کالاهای انگلیسی خودداری ورزند و به نمایندگان مجلس هم‏ توصیه کرده که مردم را به پوشیدن منسوجات وطنی تشویق کنند.»34
«روزنامه‏های ستاره ایران و ستاره شرق در 21 فوریه به علت توهین‏ به اعضای دولت توقیف شدند.انتشار روزنامهء طوفان نیز در روز بعد یعنی‏ 22 فوریه متوقف گردید»«روزنامه ایران در شمارهء 22 فوریه خود از رضا خان به علت مشارکت در کودتای 22 فوریه 1921 انتقاد کرده است.»35
روزنامه‏های تبریز به استثنای روزنامهء آزاد به دستور مخبر السلطنه‏ والی آذربایجان توقیف شدند.36احسان الله خان به کمک سفارت شوروی‏ دست به انتشار روزنامه زحمت به زبان‏های فارسی و ترکی زد.37
اوضاع اقتصادی شوروی
از مسائلی که در سراسر این گزارش‏ها خواننده با آن برخورد می‏کند، مسئله خرید مواد غذایی و کالاهای کشاورزی توسط بازرگانان و مأموران‏ سیاسی شوروی از شهرهای ایران است.با گذشت چهار سال از انقلاب‏ 1917 مشکلات اقتصادی و از جمله قحطی گریبانگیر دولت روسیه مطبوعات مردمی و غیر وابسته از سوی مأموران‏ انگلیسی به داشتن رابطه‏ با انقلابیون بلشویکی و حمایت مالی توسط آنان‏ متهم شده‏اند.اما به‏ اعتراف همین گزارش‏ها، توقیف مطبوعات و حبس‏ و شکنجهء مدیران آن تنها به دلیل مخالفت با استبداد داخلی و استعمار انگلستان بوده است
بوده است.در دوران مبارزات میرزا کوچک خان این نیازها بیشتر از شهرها و بنادر گیلان تأمین می‏شد ولی پس از شکست میرزا روس‏ها مجبور به رجوع به دیگر شهرهای ایران نیز شدند.روس‏ها در مقابل‏ صادر کردن مواد غذایی از ایران(گندم،برنج،سبزیجات و میوه‏های‏ خشک شده)اقلامی مانند:شکر،نفت چراغ،دام،طلا،منسوجات، چینی آلات و ماشین آلات به ایران وارد می‏کردند و مهمتر این که برای‏ رقابت با نمونه‏های مشابه داخلی آن را به بهای قلیل می‏فروختند.
این اقدامات روس‏ها در برخی مناطق با عکس العمل و مخالفت‏ مردم روبرو می‏گردید،زیرا به تدریج موجب بالا رفتن هزینهء زندگی و قیمت مواد غذایی می‏گردید.بنابراین دولت ایران صدور برنج از گیلان‏ و مازندران را به شوروی ممنوع اعلام کرد،اما مأموران شوروی با پرداخت‏ رشوه به مأموران بنادر ایرانی به این کار ادامه می‏دادند.38
تبریز،سمنان،زنجان،قزوین،شاهرود،دامغان،بندر گز،بندر شرفخانه، رشت و انزلی بیشتر طرف قراردادهای روس‏ها بود.
در پایان توجه خوانندگان عزیز را به برخی از نکات جالب و ظریف‏ در گزارش‏های سفارت انگلیس جلب می‏کنیم
اعتصاب مدارس تهران در دسامبر 1921/دی ماه 1300،به علت‏ نگرفتن چند ماه مواجب و حقوق‏39،افتتاح بیمارستان شوروی در تهران‏ و مسافرت احمد شاه در 25 ژانویه 1921 به اروپا با نام رمزی پرنس‏ عباس میرزا،40دعوت مردم قزوین توسط علماء برای مصرف نکردن‏ شکر از کشورهای غیر مسلمان‏41،ساخت و اتمام پل آهنی سفید رود در 21 آوریل 1922.42معرفی احزاب دموکرات در شهرهای تهران،همدان، قزوین،تبریز و فعالیت این احزاب،برخی قضاوت‏های نزدیک به واقع‏ دربارهء رضا خان سردار سپه(غرور،جاه‏طلبی و دیکتاتوری)از دیگر نکات‏ این گزارش‏ها است.
پی‏نوشت‏ها:
(1)-نهضت جنگل،گنجینهء اسناد،ویژه‏نامه نهضت جنگل،سال 11 شمارهء 43،پاییز 1380،ص 14.
(2)-غلامحسین میرزا صالح(گردآورنده و مترجم)،جنبش‏ میرزا کوچک خان بنابر گزارش‏های سفارت انگلیس،نشر تاریخ ایران،چاپ‏ اول 1369.
(3)-غلامحسین میرزا صالح(گردآورنده)،جنبش کلنل محمد تقی‏ خان پسیان،گزارش‏های کنسولگری انگلیس در مشهد،نشر روایت، چاپ دوم 1370.چاپ اول نشر تاریخ ایران 1366.
(4)-«همان»،ص 108-107.
(5)-جنبش میرزا کوچک خان بنابر گزارش‏های سفارت انگلیس،ص‏ 157.
(6)-جنبش کلنل محمد تقی خان پسیان،صص 48 و 35 و 91 و 157 و 178 و 180.
(7)-همان صص 104 و 184.
(8)-نهضت جنگل،اسناد محرمانه و گزارش‏ها،به کوشش فتح الله‏ کشاورز،سازمان اسناد ملی ایران 1371 به نقل از گنجینهء اسناد شماره‏ 43،ص 129.
(9)-کریمیان،نادر،گزیده‏ای از اسناد و مدارک و کتاب‏شناسی میرزا کوچک خان جنگلی و نهضت جنگل،به نقل از گنجینهء اسناد،شمارهء 43،ص 157-136.
(10)-جنبش میرزا کوچک خان،ص 9.
(11)-همان،ص 11.
(12)-همان،ص 17-15.
(13)-همان،ص 19-18.
(14)-همان،ص 21.
(15)-همان،ص 72-22.
(16)-نهضت جنگل،گنجینهء اسناد،شمارهء 43.ص 14.
(17)-جنبش میرزا کوچک خان،ص 96.
(18)-همان،ص 144 و 117.
(19)-همان،ص 139-137.
(20)-همان،ص 124.
(21)-همان،ص 151-145.
(22)-همان،ص 76 و 36.
(23)-همان،ص 101.
(24)-همان،ص 111 و 110.
(25)-همان،ص 157.
(26)-همان،ص 31-30.
(27)-همان،ص 10 و 9.
(28)-همان،ص 52 و 37.
(29)-همان،ص 97 و 48.
(30)-همان،ص 16 و 77 و 98 و 97.
(31)-همان،ص 117 و115.
(32)-همان،ص 143 و 138.
(33)-همان،ص 147 و 138.
(34)-همان،ص 37.
(35)-همان،ص 130.
(36)-همان،ص 119.
(37)-همان،ص 165.
(38)-همان،ص 97.
(39)-همان،ص 108.
(40)-همان،ص 121.
(41)-همان،ص 139.
(42)-همان،ص 153.